تبلیغات
شگفتی های قرآن

 بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز ولادت امام حسن عسكری علیه السلام

سالروز ولادت با سعادت امام یازدهم حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام) را به تمامى شیعیان جهان تبریك عرض نموده، امیدواریم خداوند متعال توفیق پیروى آن امام همام را به همه ما عنایت فرموده ودر فرج فرزند بزرگوارش حضرت مهدى (علیه السلام) تعجیل فرماید

http://www.askdin.com/gallery/images/514/3_20110308133908671_asgari-03.jpg


حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام) در سال 232 هجرى قمرى در روز هشتم ماه ربیع الثانى در شهر مدینه به دنیا آمد، پدر آن حضرت امام بزرگوار حضرت هادى، ومادرش خانمى به نام حدیثه بود. نام ایشان حسن، وكنیه آن بزرگوار ابو محمّد واز القاب ایشان زكى و عسكرى است.
آنچه از صفات بزرگ وفضائل كه لازمه امامت است در آن حضرت جمع بود، یعنى: در علم، وزهد، كامل بودن در عقل وخرد، عصمت، شجاعت، كرم وبزرگوارى از تمام مردم زمان خود برتر بود، وعلاوه بر نصوص كه از پیامبر(صلى الله علیه وآله) وامامان گذشته در باره امامت آن حضرت وارد شده بود، حضرت امام هادى (علیه السلام) یعنى پدر بزرگوارشان نیز تصریح به امامت آن جناب فرمودند، ودر روایتى كه مرحوم شیخ مفید (رحمه الله) در كتاب گرانقدر ارشاد نقل كرده است، حضرت امام هادى (علیه السلام) چهار ماه قبل از شهادت امام عسكرى (علیه السلام) را وصىّ خود قرارداد، وبه امامت آن حضرت تصریح كرده وگروهى از دوستان و شیعیان را بر این امر گواه گرفت.

سخنانى تكان دهنده در كودكى...
بسیارى از تاریخ ‌نویسان آورده اند:
روزى یكى از بزرگان شهر سامراء به نام بهلول از محلّى عبور مى كرد، بچّه هائى را دید كه مشغول بازى هستند.
و حضرت ابومحمّد حسن بن علىّ عسكرى علیه السلام را دید - در حالى كه كودكى خردسال بود - كنارى ایستاده و گریه مى كند.
بهلول گمان كرد كه چون این كودك ، اسباب بازى ندارد، نگاه به بچّه ها مى نماید و با حسرت گریه مى كند؛ به همین جهت جلو آمد و اظهار داشت : اى فرزندم ! ناراحت مباش و گریه نكن ، من هر نوع اسباب بازى كه بخواهى ، برایت تهیّه مى كنم .
حضرت در همان موقعیّت و با همان زبان كودكى لب به سخن گشود و بهلول را مخاطب قرار داد و اظهار نمود: اى كم عقل ! مگر ما انسان ها براى سرگرمى و بازى آفریده شده ایم ، كه با من این چنین سخن مى گوئى .
بهلول سؤال كرد: پس براى چه چیزهائى آفریده شده ایم ؟
حضرت علیه السلام در پاسخ به او فرمود: ما بندگان خدا، براى فراگیرى دانش و معرفت و سپس عبادت و ستایش پروردگار متعال آفریده شده ایم .
بهلول گفت : این مطلب را از كجا و چگونه آموخته اى ؟!
و آیا براى اثبات آن دلیلى دارى ؟
حضرت فرمود: از خداوند سبحان و از گفتار حكیمانه او آموخته ام ، آن جائى كه مى فرماید: أفَحَسِبْتُمْ أنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أنَّكُمْ إلَیْنا لا تُرْجَعُونَ.
یعنى ؛ آیا شما انسان ها گمان كرده اید كه شما را بیهوده و بدون هدف آفریده ام ، و نیز گمان مى كنید براى بررسى اعمال و گفتار به سوى ما بازگشت نمى كنید!؟.
سپس بهلول با آن موقعیّت و شخصیّتى كه داشت از آن كودك عظیم القدر تقاضاى موعظه و نصیحت نمود.
حضرت در ابتداء چند شعرى حكمت آمیز را سرود؛ و بعد از آن بهلول را مخاطب خود قرار داد و فرمود: اى بهلول ! عاقل باش ، من در كنار مادرم بودم ، او را دیدم كه مى خواست براى پختن غذا چند قطعه هیزم ضخیم را زیر اُجاق روشن كند؛ ولى آن ها روشن نمى شد تا آن كه مقدارى هیزم باریك و كوچك را روشن كرد و سپس آن هیزم هاى بزرگ و ضخیم به وسیله آن ها روشن گردید.
و گریه من از این جهت است كه مبادا ما جزئى از آن هیزم هاى كوچك و ریز دوزخیان قرار گیریم .
با بیان چنین مطالبى ، بهلول ساكت ماند و دیگر حرفى نزد.

 



تاریخ : پنجشنبه 11 اسفند 1390 | 09:45 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

سوره نحل آیه 8

وَیَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

و چیزهایى مى‏آفریند كه نمى‏دانید.



 


 

دانشمندان همه روزه موجودی عجیب را کشف می کنند که نشان از قدرت بی مانند خداوند دارد... این عکس ها به تازگی منتشر شده اند و از سایت ناشیونال جغرافی گرفته شده اند

 

 

بزرگترین خوك وحشی  جهان

 

بزرگترین خوک وحشی جهان

حیوانات دوسر

 


تاریخ : جمعه 5 اسفند 1390 | 07:15 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

 

«شما نه در زمین و نه در فضا هیچکدام نمیتوانید اراده خدا را شکست بدهید».

معنی ضمنی و تلویحی آیه این است که انسان روزی به فضا خواهد رفت و در فضا خواهد بود، که فعلاً تحقق یافته است.

راستی اینم تصویر  آب خوردن فضانوردان


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 5 اسفند 1390 | 07:14 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

 

«از کارهای مردم در دریا و خشکی فساد ایجاد خواهد شد».

در زبان عربی وقـتی بخواهـنـد اتـفـاق افـتـادن قـطـعی و محـتـوم کاری در آینده را بیان کنند از جمله از فعـل گذشته استفاده می کنند (که گوئی اتفاق افتاده است). به این خاطر این آیه مـسـئـلـه ای مربوط به آینده را با فعـل گذشته بیان نموده است.

نکته آیه: عملکردهای انسان در آینده (یعنی در زمان ما و آیندگان) در دریا و خشکی آلودگی ایجاد خواهد کرد:

این پیش بینی قـرآن فعلاً تحقـق پیدا کرده است. و آلودگی محیط چیزی است که هـمـه با آن آشـنـائی داریم.



تاریخ : جمعه 5 اسفند 1390 | 07:13 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

پیش بینی 11 سپتامبر در قرآن !


پیش بینی 11 سپتامبر در قرآن !
همه دوستان حتما با چنین نوشته هایی در شبكه اینترنت روبرو شده اند:
أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَیْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ (108) لاَ یَزَالُ بُنْیَانُهُمُ الَّذِی بَنَوْاْ رِیبَةً فِی قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَكِیمٌ (109)
آیا كسی كه اساس كار خود را بر پایه تقوای خدا و رضایت او گذاشته كارش بهتر است یا كسی كه اساس كار خود را بر كنار پرتگاهی نهاده كه در حال فروریختن است و با آن در آتش جهنم می‌افتد؟ و خدا مردم ستمگر را هدایت نمی كند. (108)
بنایی كه ساخته‌اند همواره مایه تشویش در دلهایشان خواهد بود تا آن هنگام كه دلهایشان تكه ‌تكه شود و خدا دانا و حكیم است(109).

آدرس برجهای دوقلو:

New York City, No. 108/109 JORF HARR Street

حالا به این نکات توجه کنید :

- در آیات مورد نظر عبارت "جرف هار" به کار رفته که نام خیابان برجهای دوقلو “Jorf Harr” است.
- شماره آیات مورد نظر 108 و 109 می باشد که برابر با آدرس برجهای دوقلوست. ضمناً در بعضی از نسخه های قرآن شماره این دو آیه 109 و 110 می باشد که در این صورت نیز 110 برابر با تعداد طبقات برجهای دوقلوست.
- سوره توبه 9امین سوره قرآن می باشد که برابر با ماه حادثه 11 سپتامبر است.
- سوره توبه در جزء 11ام قرآن قرار دارد که برابر با روز حادثه 11 سپتامبر است.
- سوره توبه در حزب 21ام قرآن قرار دارد که برابر با قرن حادثه 11 سپتامبر است.
- تعداد حروف سوره توبه تا این آیات 2001 حرف می باشد که برابر با سال حادثه 11 سپتامبر است.
كه حقیر را بر آن داشت كه در مورد جرف هار تحقیق كنم و ببینم كه آیا واقعا در شهر نیویورك خیابانی به نام "جرف هار" هست یا نه كه با یك سرچ در یك سایت خارجی با این مطلب روبرو شدم
Is there any streets named JURF HAAR or JORF HARR in the new york city?
I am just studying a comment about one of the Quran claimed to predict the 9/11 attack on NY and i really want to check whether such a street exist in NY or not? I also would be grateful if somebody tells me that why they (New York municipality) named this street Jorf Haar ? It looks like very strange name to me

ترجمه مطلب از حقیر:

به صورت خلاصه گفته كه میگویند قرآن حادثه یازده سپتامبر رو پیش بینی كرده و من میخواهم بررسی كنم كه آیا واقعا خیابانی به این نام وجود دارد در نیویورك یا نه ؟ من میخواهم بدانم كه اصلا چرا شهردای نیویورك اسم این خیابان را جرف هار گذاشته ، چون این نام برای من خیلی عجیب هست
و بنده هر پاسخی را كه بررسی كردم در جواب گفته اند No, that street does not exist in NYC.، چنین خیابانی به این اسم در نیویورك وجود نداره و یكی هم در پاسخ نوشته Maybe it translates into something
حتی شخصی نوشته که اصلا چنین خیابانی در منطقه وقوع حادثه هم وجود ندارد.
چرا که سالها در نیویورک کار کرده و زندگی نموده است و با آن آشناست.
آیا حقیقت دارد که واقعه 11 سپتامبر در قرآن کریم ذکر شده است؟
در پاسخ به این سؤال توجه به نکات ذیل حائز اهمیت است:

یکم :

مسلما در اینکه خداوند متعال به تمامی حوادث عالم از ابتدای خلقت تا پایان آن علم کامل دارد هیچگونه جای شک و تردیدی نیست اما این که توقع داشته باشیم که هر حادثه ای هر چند مهم که در جهان اتفاق می افتد در مرتبه ظاهر قرآن آمده باشد، به هیچ وجه با فلسفه قرآن و هدف از نزول آن سازگار نیست. زیرا هدف از نزول قرآن، هدایت، تربیت و تکامل انسان است و در این راه این کتاب ارزشمند الهی از هر آنچه که برای نیل به سعادت فردی و اجتماعی بشر در دو جهان لازم است، فرو گذار نکرده است (ما فرطنا فی الکتاب من شیء» (انعام، آیه 38).
منتها گاهی به صورت کلی این اسباب بیان شده است مانند دعوت به کسب علم و دانش و... و گاهی به جزئیات پرداخته مانند بیان معارف عظیم الهی، احکام اسلامی و مسائل اخلاقی، پند و اندرز از سرگذشت اقوام و ملت های پیشین وبیان مسأله مرگ و جهان آخرت و... در هر صورت قرآن کتاب هدایت است و بس.
البته باید توجه داشته باشید که آنچه اکنون مورد بحث ماست مرتبه ظاهر قرآن است که برای بشر عادی فهم پذیر است نه مرتبه باطن آن که در دسترسی راسخون فی العلم است. بنابراین مانعی ندارد که همه حقایق هستی در مرتبه باطن قرآن وجود داشته باشد و پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) از آن اطلاع داشته باشند، ولی در مرتبه ظاهر و فهم بشر عادی قابل فهم و درک نباشد.

دوم :

این که انتظار داشته باشیم که تمامی حوادث جهان از ابتدای خلقت تا پایان جهان در قرآن آمده باشد و قرآن حوادث مربوط به آینده را پیش گویی کرده باشد به هیچ وجه با آنچه ما از ظواهر قرآن می یابیم تناسب ندارد بلکه چه بسا برخلاف فلسفه و کار ویژه آن باشد، بله در قرآن کریم در مواردی که اصل هدایت انسانها و یا اعجاز قرآن اقتضا می نموده، سرگذشت های آموزنده از زندگی ملت های پیشین و پیامبران آنان آورده و یا این که برخی موضوعات نظیر پیروزی لشکر رومیان در مقابل امپراطوری ایران (در سال های اولیه ظهور اسلام) را پیش بینی کرده است، ولی همانگونه که گذشت به هیچ وجه انتظار تبیین تمامی حوادث را نمی توان از قرآن داشت.

سوم :

هر چند قرآن کریم از بیان تمام جزئیات حوادث زندگی بشری در آینده امتناع ورزیده، اما در راستای اهداف خویش یعنی هدایت، تربیت و تأمین سعادت دنیوی انسانها، به تبیین خطوط اساسی زندگی بشر براساس سنت های ثابت و غیر قابل تغییر الهی پرداخته است؛ سنت هایی که از ابتدای حیات بشر همواره ترسیم کننده سرنوشت آن بوده و تا قیامت نیز ادامه خواهد داشت.
به عنوان نمونه ؛ قرآن کریم در آیات متعددی از قطعیت سقوط فرهنگ ها، تمدن ها و نظام های بشری بحث می کند و این تغییر و تحول در میان زندگی امت ها را یکی از سنت های مهم و غیر قابل تخلف دستگاه حکیمانه خلقت تلقی می کند: «قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین . هذا بیان للناس و هدی و موعظه للمتقین . ولاتهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین...؛ پیش از شما سنت هایی وجود داشت پس در روی زمین گردش کنید و بنگرید سرانجام تکذیب کنندگان آیات خدا چگونه بوده است این بیانی است برای عموم مردم و هدایت و اندرزی است برای تقوا پیشگان و شما ای ایمان آوردگان سست نشوید و اندوهگین مگردید که شما برترید اگر به راستی ایمان داشته باشید...» (آل عمران، آیه 137 تا 139)
بررسی آیه فوق این واقعیت را نمایان می سازد که علت انحطاط تمدن ها دوری و فاصله گرفتن آنها از خداوند و تعالیم پیامبران الهی بوده است، این آیه ضمن عبرت آموزی به مسلمانان، به آنها امید می دهد که در صورت حفظ ایمان به خداوند و حرکت در مسیر هدایت الهی نه تنها دچار انحطاط نمی شوند، بلکه برتری و پیروزی از آن آنهاست.
براساس یکی دیگر از سنت های الهی، بین دگرگونی های اجتماعی با تحولات و تغییرات درونی جامعه و مردم همبستگی عمیق وجود دارد، طبق این ضابطه الهی تنها دگرگونی و تحول فکری و عقیدتی و رفتاری و اخلاقی مطلوب و یا نامطلوب، یک قوم و یک جامعه و ملت است که می تواند زمینه پرداز و علت دگرگونی ها و تغییرات تکامل یا ارتجاعی در ابعاد و جوانب مختلف حیات آن قوم و نسل جامعه باشد: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم ؛ خداوند سرنوشت هیچ قوم و جامعه ای را دگرگون نخواهد ساخت مگر زمانی که خود آن جامعه حالشان را از درون دگرگون سازند» (رعد، آیه 11)
به طور خلاصه از دیدگاه اسلامی و با بررسی سرنوشت تمدن هایی که دچار فروپاشی و انحطاط شده اند، می توان به این جمع بندی دست یافت که مهمترین عامل سقوط تمدن ها عبارتند از:
1- بشری بودن آنان و عدم ارتباط با تعالیم الهی.
2- انحراف و انقطاع از تعالیم اصیل الهی .
و اگر تمدنی از دو خصوصیت فوق مبرا باشد یعنی اولا بر پایه تعالیم اصیل الهی شکل گرفته باشد و ثانیا به صورت مستمر در این راه باقی بماند، به هیچ وجه زوال و نابودی در آن راه ندارد. زیرا هر امری که صبغه الهی داشته باشد، جاودانی است: «ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض ولکن کذبوا فأخذناهم بما کانوا یکسبون؛ اگر مردم آبادی ها ایمان می آوردند و راه توحید و تقوا را پیش می گرفتند، بی تردید برای آنها برکت هایی از آسمان و زمین می گشودیم اما آنان راه تکذیب و انکار لجوجانه حق را در پیش گرفتند پس به خاطر کارهایی که انجام دادند آنان را مؤاخذه کردیم» (اعراف، آیه 96)
و همچنین در آیه ای دیگر می فرماید: «و ألو استقاموا علی الطریقه لأسقیناهم ماءا غدقا؛ و اگر اینان راه مستقیم توحید و تقوا را ادامه دهند ما اینان را از روزی و نعمت های فراوان سیراب می سازیم» (جن، آیه 16)
چهارم - بالاخره در خصوص حادثه یازده سپتامبر و ذکر آن در قرآن می توان چنین گفت: این که آیه خاصی درباره این موضوع در قرآن وجود داشته باشد مانند پیش بینی پیروزی لشکر روم (به عنوان اهل کتاب) بر لشکر ایران (به عنوان مشرکان) که در آیات ابتدای سوره روم آمده و درست در چند سال بعد از ظهور اسلام به حقیقت پیوست، چنین آیه ای در این زمینه وجود ندارد و آیه 109 سوره توبه را که برخی افراد ناشناخته شایع کرده اند نه تنها درباره موضوعی کلی است و بسیاری از حوادث فردی و اجتماعی بشر از ابتدای خلقت تا پایان آن را شامل می شود، بلکه در جزئیات مانند تعداد طبقات برج های دوقلوی مرکز تجارت جهان آمریکا و نام خیابان و... هیچ گونه مطابقتی ندارد. اما اگر منظور مطابقت برخی آیات قرآن - که بیانگر سنت های ثابت الهی در مورد ظهور و سقوط تمدن های بشری است [ر.ک: ظهور و سقوط تمدن ها از دیدگاه قرآن، علی کرمی، نشر مرتضی قم]
با این حادثه و سایر واقعیاتی که در جامعه آمریکا مشاهده می نماییم [ر.ک: عصر امام خمینی، احمد رضا حاجتی، بوستان کتاب قم - آمریکا پیشتاز انحطاط، روژه گارودی] و همه حاکی از زوال این تمدن منحوس است، بله می توان بر اساس آیات متعدد افول و انحطاط حتمی آمریکا را پیش بینی نمود که حادثه 11 سپتامبر تنها مصداق کوچکی از آن است.


تاریخ : جمعه 5 اسفند 1390 | 07:10 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

«نـور آنها میان دستانشان شعله ور می شود»!

نکـتـه آیه: نـور مؤمنین شعـله ور می شود:

محتوای آیه (چنانکه پیش از آن در آیه روشـن شـده) مـربـوط به مؤمنین و در روز رسـتـاخـیـز است و در آن روز از خـدا می خواهند که نور آنها را "تمام و کامل و ثابت کند"، و ایــن بـه ایـن معنی است که "نـور آنـهـا در ایـن دنـیـا نیز شعله ور می شود. (یعنی: نوری دارند که کم و زیاد می شود و در آخرت از خداوند می خواهـنـد کـه آنرا یکنواخت و همیشگی کند).

با عکـاسی کریـلـیـیَـن (کـه از نور نامرئی ساطع از اشیاء عکس می گیرد) انسان می بیند که هـمـه مواد و عـناصر زنده و غـیر زنده از جمله انـسـان از خـود نـور ساطع می کنند. بـسـته به اینکه پدیده در چه وضعیتی باشد نور ساطع از آن فــرق می کند. در انـسان نیز بسته به اینکه وی در چه وضعیت مزاجی و روحی و فکری و غیره باشد، نور ساطع از وی فـرق مـی کـنـد. مـثـلاً نـور وی در حـالـت عـادی عــادی است، ولی پس از پرسـتـش نـور وی شـعـلـه ور می شـود. یعــنی هـمـان چـیـزیـکه آیه مطرح می کند. و این چیزی است که فقط با دستگاه دیده میشود.



تاریخ : جمعه 28 بهمن 1390 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

پـوشـش و مـغـز

« به مردان مؤمن بگو: نگاههای خود را بگیرند (یعنی به همه جای مردم نگاه نکنند) و باسن خود را نیز بپوشانند. اینکار آنها را برجسته ترمی کند. خدا می داند که آنها (یعنی: غیر مسلمانها) چه پوشاکهائی را خواهند ساخت ـــ همینطور به زنان مؤمن نیز بگو: نگاه خود را بگیرنـد (یعنی به همه جای مردم نگاه نکنند) و باسن خود را بپوشانند و زیبائی خود را جز آنچه از آن ظاهر شده (یعنی زیبائی پوشاک و زیور آلات) نشان ندهند، و روسری خود را نیز روی گریبان خود بیندازند، و زیبائی ساختگی بدنِ خود را جز به شوهران، پدران، پدران شوهر، فرزندان، فرزندان همسر، برادران، فرزندان برادر، فرزندان خواهر، زنانِ خود (یعنی زنان مسلمانی که با آنها نشست و برخاست دارند)، (زنان) مستخدم خود، مردان همراهی که احساس جنسی ندارند (یعنی مردان پیر، معلول، دیوانه و غیره که توسط خانواده نگهداری میشوند)، و بچه هائی که هنوز از جاهای جنسی زنان چیزی نمی دانند، به کسی دیگر نشان ندهند. و پای خود را زمین نزنند که دیگران بدانند چه زیور آلات پنهانی دارند (یعنی با در آوردن سر و صدای زیور آلات، خود و زیور آلات خود را مطرح نکنند). و با آرزوی رستگاری، همه شما ایمانداران با توبه (یعنی با عوض کردن اینگونه تفکرات و رویه خود) به طرف خدا برگردید». ( نور 30ــ31).

زینت بمعنی «زیبائی ساختگی» است (یعنی زیبائی ای که از خود شئ نیست. مانند تصویر مینیاتوری روی کوزه، که از خودِ کوزه نیست بلکه روی آن نقاشی شده است). و به هر چیزی که چیزی را زیبا می کند و می آراید زینت اطلاق می شود .

 زینتِ اولی در آیه مربوط به زیبائیهای ساختگی روی پوشاک (مانند زیبائی سر آستین که در تصویر می بینیم)، و همینطور زیور آلاتی است که انسان آنها را در دست، گردن، پا، گوش و بینی نصب می کند یا می آویزد. مانند این مدلهای قدیمی که در تصویر می بینیم و سر و صدا ایجاد می کنند. "زینت" دومی در آیه زیبائی ساختگی بدن است. یعنی زیبائی برجستگی سینه توسط سوتین، یا زیبائی چهره  و پا و دستها بشکلی در تصویر  می بینیم). و آخرین زینت در آیه به معنی زیور آلاتی است که در دست و گردن و پاها و گوش و بینی نصب کرده می شود یا آویخته می شود. و فروج جمع فرج است بمعنی شکاف، و از جمله به قسمت باسن بدن انسان که بدن در آنجا شکاف برمیدارد فرج اطلاق شده است. و در آیه به این معنی بکار گرفته شده است.

نکات آیه:

1ـــ پوشاکهای آینده توسط غیر مسلمانها تغییر داده خواهد شد:

آمـدن فعل « یَـصْـنـَعـُونَ» پس از صفت « خَـبـیـرٌ» انجام فـعـل را به آینده موکول می کند. (یعنی اگر گفته بود: اِنَّ اللهَ  بـِما یَـصْـنـَعـُونَ خَـبـیـرٌ» در آنصورت جمله به این معـنی می شد که: خدا از پوشاکی که تـولـیـد می کـنـند (یعنی در همان زمان گفـتـنِ ایـن آیـه تولید می کرده اند) اطـلاع دارد. ولی وقـتی می گـویـد: «اِنَّ اللهَ خَـبـیـرٌ بـِمـا یَـصْـنـَعـُونَ» به این معـنی می شود که خدا می داند در آینده چه لباسهائی را خواهند ساخت. و ضـمـیر جمع «واو» بـه معـنی «آنها» کـه فـاعـلِ فـعـلِ «یَصْـنـَعـُونَ» به مـعـنـی «مـی سازند» است مربوط به "غـیـر مـسـلـمانان" است. علت اینکه آیه خطاب به محمد می گوید که به "زنـان و مـردان مـؤمـن" بگـویـد نـیز برای بالا بردن شأن آنها است.

در گـذشـتـه مـردم دنـیـا (بـا کـمـی اختلاف میان لباس زن و مرد) پـوشـاکـهـای گـشـاد می پوشـیده اند (امروزه نیز برخی از اقوام پوشش سنتی خود را همچنان حـفظ کرده اند). به این خاطر نیز قرآن در رابطه با پوشش آن دوره چیزی نگـفـتـه است. ولی برای عـصـر مـا کـه لـبـاسهای تنگ بکار گرفـته شده و چـنانکه آیه پیش بینی آن نیز کرده توسط غیر مسلمانان اختراع شده، برای مؤمنین پوشش تعیین کرده است.

2ـــ مؤمنین باسن خود را بپوشانند (برجسته نکنند) و عادی نگاه کنند:

هر یک از رهنمودها و تحریمات قرآن دلایلی دارد. مـثلا دلـیـل تـحریم خوردن خون اینست که وقتی خون با هوا تماس پیدا می کند سمی می شود و می تواند بیماری زا باشد. نـوع نـگـاه کـردن و پـوشـشـی کـه (برای زنـان و مـردان مـؤمن) تعیین نموده نیز دلیل دارد. دلیل آن چیست؟

مسائل جنسی از مسائل غریزی است. دقـیقـاً مانند مسئله گرسنگی و غـذا. رابطه انسان با غذا چگونه است؟ با دیدن غـذا هـمه افکار انسان سریعا  به فـراموشی سپرده می شود. چون وقتی دهان آب می اندازد اشتها بر هوش و فهم و درک انسان پیروز می شود. نگاه به غذا و بوی غـذا حـواس انـسـان را تـحـریک میکـنـد: چـشـم و بـیـنـی سـیگنالهائی را می گیرند که مغز از آنها بهره مند می شود، درست مانند بهره مندی آن از طریق سیگـنـالـهائی که اعصاب سـطـح بدن در اثر تماس با اشیاء به مغز می فـرستند و مغز از آنها بهره مند می شود.

چـشـمـهـا نیز در خوردن به سهم خود بنوعی می خورند. به این معنی که عادت در اشـتـها نقش زیادی بازی می کند. یعنی چشمها از طریق اعصاب به مغز اطلاع مـی دهـنـد کـه مثلاً غـذا آشـنـا است یا نه، همینطور غذا چه رنگ درست شـده، و غذا و سـفــره چقدر دلنشین و زیبا چیده شده، و فضا چگونه پرداخته شده، و مواردی از این قـبیل، و به این ترتیب وعـده لذت داری و لـذت بـخـشـی آن را بـه مـغـز می دهـند.

مـسئله جنسی نیز  دقیقاً مانند مسئله گرسنگی و غذا است. یک نگاه به یک اندام جنسی کافی است که آتش نـیـروی جـنـسی انسان را و شعله ور کند.  بررسی های عـلـمی که با دوربینهای مـخـفی انجام شـده نشان می دهد که مـردان: در اولین نگاه خود به زنان، ابتدا به چشم آنها نگاه می کنند. بعد نگاه خود را به قسمتهای پائین تر بدن می برند (یعنی: به پستانها و باسن نگاه می کنند). با دیدن موارد مزبور بدن بیننده برخی واکـنـشـهـای فـیـزیـولـوژیکـی  نشان می دهد. احساس تحریک شـده توسط نگاه یا بو (یا تماس) به بخـشهای مختـلـف مربوطه در مغز می رود و آنجا روی آن کار می شود. وقـتی آن تحریک مربوط به احساسات، بعنوان یک مسئله جنسی تهییج کننده فهمیده می شود، سیستم عصبی  مربوطه وسـیـلـه تحریک و بکار اندازی اندامهای جنسی بعدی را فـراهم می کند. (ایـن مطالب مربوط به مسائل جنسی از کتابِ سوئدی "انسان معجزه گرفته شده که یک کتاب علمی است و توسط محققین در قرن بیستم نوشته شده، و بحث آن بدن انسان است).

نقش چشم در برخورد با مسائل جنسی نیز مانند نـقـش آن در برخورد با غذا است. یعنی چشمها نیز مانند اعصاب حسی در سطح بدن سیگنالهائی به مغز می فرستند و مغز از آنها بهره مند می شود. بنابراین لـخـت بـیرون آمـدن یا برجسته اندام پوشیدن (یعنی مثلا شـلـوار و پیراهـن تنگ پوشیدن و باسن و سینه خود را برجسته نمودن) جز اینکه زن پیش از هر چیز خـود را در مـعـرض بهره وری و استثمار جنسی قـرار بـدهـد و فـضای حسـرت و حسادت  برای دیگران ایجاد کند، هـیچ دسـتاورد دیگری نه برای خود و نه دیگران هـیچکدام ندارد.

پوششی که قرآن برای مؤمنین تعیین نموده چنانکه در ترجمه آیه دیدیم: انداختن روسری روی گریبان و انداختن پیراهن روی باسن (یا پوشیدن هـر لـباس دیگری که باسن و بدن برجـسته نباشـد) می باشد که یکی از حالات آن در این تصویر می بینیم. این نوع از پوشش چنانکه گفـتیم قـرآن برای زنان مـؤمن تعیین نمـوده است، (یعنی آیه خطاب به مـؤمنین است). و «مؤمنین» یعنی: کسانیکه به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند و می خواهند رهنمودهای مذهبی را در زنـدگی خود بکار بگیرند تا رستگار شوند". نه ایـنکه بعنوان یک اجبار مذهبی برای زنان تعیین کرده باشد. و این آیه نیز از آیات «محکم» است. یعنی هـمیشه بقوت خود باقی است و ارتباطی به زمان و و مکان و شرایط ندارد. (پیش از این گفـتیم که "مسائل جنسی" از مسائل غریزی است. غریزه نـیز "قرن اول و قـرن بیستم" نمی شناسـد،  "شرق و غرب" نمی شناسـد، "انسان وحشی و انسان متمدن" نمی شناسد، "آدم با سواد و بی سواد" نمی شناسد، "آدم با فـرهنگ و بی فـرهنگ" و غیره را نمی شناسـد. بنابر این هر چقدر که دنیا عوض بشود و زندگی و امکانات زندگی عوض بشود، تغییری در غریزه ایجاد نمی شود و معنی و موضوعیت و مبنای علمی این آیه همچنان به قوت خود باقی خواهد بود).



تاریخ : جمعه 28 بهمن 1390 | 05:50 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

 

« در مورد آنکه تکذیب می کند و روی می گرداند چه فکر می کنی؟ آیا او نمی داند که خدا می بیند؟ اگر دست برندارد  جلو سر او را می گیریم. جلو سری که "دروغ می گوید" و "اشتباه می کند"».

بخـش جـلـوئـی مـغـز فـکـر مـی کـنـد، بـرنـامـه ریـزی مـی کـنـد، تحـلـیـل می کـنـد، تـصـمـیم میگیرد، "دروغ می گوید" و "اشـتـبـاه می کـنـد". همینطور مرکز عـاطـفـه و احتیاط یا بی عاطفگی وبی احتیاطی فرد نسبت به آنچه رخ می دهد نیز در همین بخش از مغز ریشه دارد.

هـمینطور بخش جلو مغز است که به بخشی از مغز که ترس را احساس می کند سیگنال می فرستد که از ترس بکاهد. (مرکز ترس، ترس را احساس می کند ولی بخش جلو مـغـز است که تعیین می کند که انسان بترسد).

 



تاریخ : جمعه 28 بهمن 1390 | 05:50 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

 

« و از آنها روی کرده گفت: چه اندوهی از یوسف! و چشمان وی از اندوه سفید شد، ولی اندوه خود را نمایان نمی کرد (84 ) ـــ با این پیراهن من رفته و آنرا بر چهره پدرم بیندازید بینا می شود، و همه خانواده های خود را پیش من بیاورید (93 ) ــ همینکه نوید رسید آنرا بر چهره او انداخت و درجا بینا شد. (یعقوب) گفت: آیا به شما نگفتم من از خدا چیزهائی می دانم که شما آنرا نمی دانید (96)».

نکات آیات:

1 ــ چشمان یعقوب از حزن سفید شده است: سفیدی عدسه چشم که بسته به شدت آن، راه عبور نور به درون چشم را به اندازه های متفاوت کم می کند و یا کلاً می بندد و ضعف بینائی یا کوری می آورد چندین دلیل دارد، از جمله: پیوسته در معرض دمای گرمای بالا بودن چشم، ضربه خوردن به چشم، پیری، برخی از بیماری ها مانند بیماری قند، اشعه یا نور خیلی تند. و یکی از دلائل آن نیز چنانکه آیه گفته "حزن" است. ("حزن" اندوه ناشی از پیشامد و رخداد است). اندوه باعث فزونی هورمون ادرنالین می شود. اندوه شدید (یا شادی شدید) باعث فزونی پیوسته هورمون ادرنالین می شود که بنوبه خود باعث فزونی قند خون  می شود، و این بنوبه خود باعث پیدایش سفیدی در عدسه چشم می شود.  (سفیدی عدسه چشم بهم ریختگی بافت و ساختار ساختمان پروتئین عدسه چشم است).

2ــ چشم یعقوب با پیراهن یوسف بینا شده: یکی از ترکیبات عرق بدن می تواند سفیدی چشم را برطرف کرده و چشم نابینا را بینا کند. برای اولین بار یک محقق مسلمان مصری با استفاده از این آیه عدسه چشم را در عرق گذاشته و دیده که خیلی زود سفیدی عدسه برطرف شده و عدسه شفاف می شود. اگر قرنیه چشم سفید شده باشد نیز چنانچه این قطره روزی دو بار به چشم چکانده شود پس از دو هفته سفیده قرنیه برطرف شده و نابینائی بهبودی پیدا می کند. این محقق مسلمان نام قطره خود را داروی قرآنی گذاشته است.



تاریخ : جمعه 28 بهمن 1390 | 05:40 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

جـنـیـن بـطـرف پـسـتـان مـادر هـدایـت می شود

 

« و آیا ما او را (نوزاد انسان را) به طرف پستانها هدایت نکردیم»!

تحقـیقاتی که در این رابطه انجام شده نشان داده که وقـتی نوزاد متولد می شود اگر بند ناف وی بریده نشود و میان پاهای مادر بحال خود گذاشته شود، تقـریباً پس از پانزده دقـیـقـه شـروع می کند به خزیدن در جهت پستان مادر. گفـته می شود که نوزاد بوی پستان مادر را می شناسد و دنبال آن می رود. (این دلیل شاید درست باشد ولی بو معمولاً "بطور یکسان" در فضا پخش می شـود. و وقـتی انسان بخواهـد بـداند بو از کجا می آید، به اینطرف و آنطرف می رود و می بیند بو در کجاهـا بیشتر می شـود و در کجاها کمتر. تا اینکه خود را به محل بـو می رساند، در حالیکه نوزاد از همان ابتدا دقـیـقـاً در راستای سینه مادر پیش می رود. بهر حال نکته مورد نظر ما در آیه مطلق "هدایت شدن" نوزاد است که در هر حال بقـوت خود باقی خواهد بود).

Persianv.com At site



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 10:10 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

زمانِ کاملِ شیر دهی دو سال است

 

«مادرانی که می خواهند شیر دهی خود را کامل کنند دو سال کامل به فرزندان خود شیر دهـند»!

علم امـروز نیز مدت زمان لازم شیر دهی را دو سال می داند. زنی که به بچه شیر می دهد نیز رحم وی به حد طبیعی خود می رسد. سه چهارم زنانی که به گشادی رحم دچار شده اند کسانی هستند که به فـرزندان خود شیر نداده اند.



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

مـراحـل شـکـل گـیـری جـنـیـن

«ما آفرینش هر انسانی را با گرفتن چکیده ای از چکیده های خاک آغاز می کنیم ــ بعد آنرا یک چکه میکنیم و در جای مناسبی قرار می دهیم ـــ بعد آنرا به چیزیکه خود را می آویزد می آفرینیم، بعد آنرا به گوشت جویده شده لای دندان می آفرینیم، بعد استخوانهائی را از آن می آفرینیم، بعد استخوانها را گوشت می پوشانیم. دست آخر آنرا خلقت دیگری می دهیم. به این شکل خدای شایان خلاقیت بهترین آفریدگاران است».

نکات آیه: 1ــ انسان از چکیده ای از چکیده های خاک آفـریـده می شود. 2ــ چکیده ای از چکیده های خاک به صورت یک چکه (یک قطره) در میآید. 3ــ چکه در جای مناسـبی قرار می گیرد. 4ــ چکه (قطره) به چیزیکه خـود را می آویزد در می آید. 5ــ چیزیکه خود را می آویزد به صورت گوشت جویده لای دندان در می آید. 6ــ از گوشت جویده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود. 7ــ استخوانها با گوشت پوشانده می شوند. 8ــ در نهایت جنین آفرینش دیگری را بخود می گیرد. 9ـــ خدا بهترین آفریدگاران است.

1ــ انسان از چکیده ای از چکیده های خاک آفریده می شود:

عناصری که انسان را (یعنی نطفه وی را) درست می کنند چکیده ای از مواد غـذائی هستند که انسان آنهـا می خورد. مـواد غـذائی نیز یا بـطور مسـتقـیم (یعنی: از طریق مصرف گیاهان) چکیده ای از خاک است، و یا بطور غـیر مستقـیم (یعـنـی: از طریق مصرف گوشت و مواد غذائی حیوانات) چکیده ای از خاک است. به این ترتیب انسان چکیده ای از چکیده های خاک می شود.  

 

 

2ــ چکیده ای از چکیده های خاک به صورت یک چکه (یک قطره) در می آید:

چنانکه در تصویر می بینیم عنصر توارثی انـسـان کـه قرار است یک انسان را درست کنند و چکـیـده ای از چکـیـده هـای خاک است، در اولین گام خود که در هم ذوب شدن اسپرم مرد و تخمک زن است، زیر مـیکروسکـوپ بـرای مـا بصورت «یک چکه» است.

3ــ چکه در جای مناسبی قرار می گیرد:

وقتی چکه مزبور وارد رحم می شود دنبال جای مناسـبی می گردد و جای مناسب خود را پیدا می کند. یعنی اینطور نیست که هر جای رحم که قرار بگیرد موفق به رشد می شود و رشد می کـند. بـلکه در صورت قـرار نگرفتن در جای مناسب تلف می شود.

4ــ چکه (قطره) به چیزیکه خود را می آویزد در می آید:

پـس از اینکه چکه مـزبور وارد رحم می شود از پـوسـته خود بیرون می آید و دنبال جای مناسبی در جداره رحم می گردد و نهایتا چنانکه آیه توصیف می کند خود را به جداره رحم می آویزد. اغلب خود را به جداره سقف رحم می آویزد. (عَـلَـقـَة به معنی: "چـیـز آویخـته و چیزیکه خود را می آویزد" است. هم خانواده  واژه مُعَـلـّـق به مـعـنی: "آویـخـته و آویـزان" است. عـلت اینکه برخی آنرا به معنی: "خون بسته" ترجمه کرده اند این است که عـلـقـه به معنی: "خون بـسـته" نــیـز هست. عـلت نامگذاری «عَـلـَقـَة» به "خون بـسـتـه" نیز ظاهـراً این بوده که وقـتـی خـون از محل آسـیـب دیده بیرون می آید خشک و آویخته می شـود. به "زالـو" و "کرم" نیز عـلقه اطلاق شـده است. چـون خـود را می آویزند. وقـتـی تـخـم وارد رحـم می شـود و بـه جداره رحم می آویزد زالـو مانند هم هست، و زالـو مانند عـمل نیز می کند. شاید منظور آیه از «عـلـقـه» در ایـنجا به معنی: "زالو و زالو مانند" نیز باشد).

 

5ــ چیزیکه خود را می آویزد به صورت گوشت جویده لای دندان در می آید:

بعد «عـلـقـه» (یعنی چیزی که پـیـش از ایـن خـود را به جداره رحم آویخت) به شکـلی که در تصویر می بینیم در می آید. این تصـویر تصویر یک جـنـیـن سـه هــفــته ای است. تقـریباً 2 میلیمتر است. هـم از نـظـر انـدازه و هم از نظر شکـل، دقـیـقـاً هـمـانـطـور که قـرآن آنرا توصیف می کند مانند "یک تکه گوشت جویده لای دنـدان" می ماند.

 

6ــ از گوشت جویده لای دندان برخی از استخوانها درست می شود:

 پـس از 4 هـفـته که طول جـنـیـن تـقـریباً 6 مـیلیمتر است، از آن شکلی که مانند گوشـت جویده لای دنـدان بـود، بـرخـی از استخوانها که ستون فـقـرات باشد درست شده است. هـیـچ گـوشـتی نـیـز روی آنها نیست. البته این تصـویـر میکروسکوپی است (یعنی این ستون فـقـرات با چشم دیده نمی شوند).

 

7ــ استخوانها با گوشت پوشانده می شوند:

در 5 هفتگی یک شیار گوشتی روی کمر درست می شود و در 6 هـفـتگی ستون فـقرات کاملا از گوشت پوشانده می شود (ستون فقرات تا "پیش از پوشیده شدن از گوشت" همچنان میکروسکوپی هستند).

8ــ در نهایت جنین آفرینش دیگری را بخود می گیرد:

جمله «در نهایت او را آفـریـنـش دیگـری می دهـیـم» که آیه آنـرا مطرح میکند به این معنی است که جنین انسان در روند رشد خود با جنین جانوران دیگر شباهتی یا شباهتهائی دارد، ولی در اواخر رشـد خود خلـقـت دیگری بخـود می گیرد کـه با هـیـچـیـک از آنها شـبـیـه نیست.

جـنـیـن انـسـان در مـراحـل رشـد خـود در واقع همانگونه که مرحله ای از آن را در تصویر می بینیم هـمـانـندیهای زیادی با جنین حیوانات دارد، طوریکه فقط یک متخصص می تواند آنها را از هم تمیز بدهد. جنین انسان و میمون حتی تا چند هـفـته پـیـش از تولد آنـقـدر شـبیه بهم هستند که فقط یک متخصص می تواند آنها را از هم تمیز بدهد. در اواخرِ رشد خود است که رفـتـه رفـتـه روند رشـد دیـگری بخود می گیرد و از بـقـیـه متمایز می شود تا جائیکه تا پیش از روزهای تولد خود دیگر به هیچیک از انواع  حیوانات شباهـتی ندارد.

 

9ـــ خدا بهترین آفریدگاران است:

جمله "خدا بهترین آفـریـدگاران است" به این معنی است که انسان نیز چیزهائی را خواهد ساخت ولی بپای آفریده های خدائی نخواهد رسید. با بکار بردن واژه خالق و جمع بستن آن، ساخت و تولـیدات انـسان را تقدیر می کند ولی با ساختهای خود خیلی فاصله می دهد.

در عـصر ما فعلاً انسان خـیـلی از چیزهـا را ساخته و می سازد ولی از آنجا که آنها خودآگاه نیستند و به این خاطر فکر نیز نمی توانند بکنند، بلکه همانگونه که سـاخته و برنامه ریـزی می شوند کار می کنند، خیلی با آفریده های خدائی تفاوت دارند.



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 10:08 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

جـنـس نـر و مـاده در نـطـفـه مـرد

 

« و هـر دو جـفـت نـر و مـاده را از او (از نطفه مرد) قرار داد»!

سلول نطفه مرد (اسپرم) چـنـانـکـه آیه مـطـرح کرده هـر دو جـنس نر و ماده را با خود دارد. جنس ماده آنرا کروموزم  X و نر آن را کروموزم Y نامیده اند. اگر جنس ماده آن با کروموزم زن ترکیب شود جنین دخـتـر می شود و اگر جنس نـر آن با کروموزم زن ترکیب شود جنین پسر می شود.

عـمل ترکیب نـطفه زن و مرد در نیمه اول قرن نوزدهم کشف شد. و وجود نر و مادگی در نطفه مرد در اواسط قرن بیستم کـشـف شـد.  یعنی حـدوداً 1400 سال پـس از مـطـرح شـدنِ آن در قـرآن. انـدازه کروموزم نیز 1 ششصدم میلیمتر است (یعنی میکروسکوپـی است).

 



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 10:07 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

رسیدن برخی از سلولهای نطفه مرد (اسپرم) به تخمک زن

 

« سوگند به شب وقتیکه کاملاً فـرا گـیرد ـــ و به روز وقتیکه به اوج خود برسد ــ و به آنچه نر و ماده را می آفریند ـــ فعالیت شما یکسان نیست ».

نکات آیه:

1ـــ فعالیت بدن انسان در شب و روز به یک اندازه نیست: (در رابطه با تفاوت فـعـالـیـت بـدن در شب و روز در قسمت خواب و بیداری صحبت شده. و منظور از "عدم یکسانی فعالیت بدن"، "عدم یکسانی نتیجه و بازده کار انـسان" است. و این مـوضوع بنابر ایـنکـه قـرآن "حـق هـر کسی را حاصل کار و تلاش خـود وی می داند" بـیان کرده. یـعـنی آیه: لیس للانسان الا ما سعی = حق هر کسی معادل کار و تلاش وی است).

2ـــ فعالیت و نتیجه فعالیت آنچه جنس نر و ماده می آفریند یکسان نیست:

آنچه جنس نر و ماده  می آفـریند سلول نـطـفـه مـرد (اسپرم) است که پیش از این راجع به آن صحبت شد. تعداد آن سلولها که بـطرف محل تخـمـدان زن راه می افـتند حدوداً 500 میلیون است. ولی فـقـط تعداد کمی از آنها موفـق می شوند خود را تا محل تخمدان برسانند و منتظر بیرون جهیدن تخمک بمانند، بقـیه از بین می روند. یعنی دقیقاً همانطور که آیه مطرح می کند فعالیت و نتیجه فعالیت آنها یکسان نیست.



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 10:05 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

چگـونگی خـروج نـطـفـه زن و مـرد

 

« انـسـان می بـایـد ببیند از چـه درست شـده ــ از آب جهـیـده ای درست شده ــ که از خروجی سفت و خروجیهای نرم خارج می شود»!

نکته آیه: آب جهیده ای که انسان را درست می کند از خروجی سفت و خـروجیهای نرم خارج میشود:

خروجی سفـت:

خـروجی «سفت» که مفرد آمده و به معـنی "یکی بودن" آن است، مربوط به خروجی تخمک " زن" است. چنانکه در تصویر می بینیم تخمک زن یک خروجی بیشتر ندارد، و آن خروج از تخمـدان است (تصویر1). خروجی تخمـدان نیز بسته است. وقـتی تخمک بخواهد بیرون بیاید به کناره جداره خروجی تخمدان می رود. بعد در تخمدان فـشار ایجاد می شود و جداره تخمدان پاره می شود و تخمک به بیرون جهش داده می شود (تصویر 2). تخمک زن در قـرن نوزدهـم کشف شد.

خروجیهای نرم:

خروجی های نرم که جمع آمده (یعنی بیش از دوتا خروجی است، چون در عربی از سه ببالا جمع محسوب می شود) مربوط به خروجی های نطفه مرد است.

درون بیضه کانالهای خرطومی (مارپیچی) زیادی وجود دارد که طول آنها روی همدیگر به چند صد متر می رسد. در آنجا پیوسته سلولهای خاصی تقـسیم می شوند که در هـر روز میلیونها کروموزوم تولید می کنند. و در کانال خرطومی سراسری پشت بیضه کروموزمها از اطلاعات توارثی شارژ میشوند. بعد از طـریق مجـرای منی که نیم متر طول دارد پـس از دور زدن مثانه به درون غـده زیر مثانه رفـته و پس از طی قـسمتی از آن در آنجا در مجرای ادرار جاری می شوند. علت جهش آن نیز انبساط ماهیچه های قوی است.

چنانکه در تصویر می بینیم نطفه مرد بیش از یک خروجی دارد و هـمه آنها نیز نرم می باشند (یعنی جلو آن مانعی وجود ندارد که مانند درِ خروجی تخمدان زن بخواهد بترکد یا پاره شود).



تاریخ : یکشنبه 23 بهمن 1390 | 10:04 ق.ظ | نویسنده : | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5