تبلیغات
شگفتی های قرآن


خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ
(انبیا 37)

«انـسان از عجل  آفریده شده است آیات خود را "درآینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بی تابی نکنید» انبیا 37.

 

دکتر فرانسیس کولینز یکی از بزرگترین متخصصان ژنتیک در دنیا که هشت سال قبل به همراه Craig Venter توانسته بود رمزهای DNA را کشف کند به وجود خدا ایمان آورد!
کولینز 56 ساله در مصاحبه با تایمز گفت: سی سال آته ئیست بودم. اما اکنون به وجود خدا اعتقاد دارم.
وی افزود: در مورد وجود خدا یک زیرساخت واقعی وجود دارد و علم انسان را به خدا نزدیکتر هم می کند.

این دانشمند مشهور آمریکایی با ذکر اینکه به معجزات و فرشتگان اعتقاد دارد افزود: " هنگامی که در آزمایشگاه مشغول کار بودم خدا را حس می کردم. قطعا قدرتی بالاتر از ما هست و من به آن اعتقاد دارم. کشف رمز دی.ان. آ مرا به خدا اندکی نزدیکتر کرد. بارها دیده ام بیمارانی را که از درمان درمانده اند. علم از علاج آنها قطع امید کرده بود. اما دیدم که آنها به صورت معجزه وار به زندگی برگشته اند. این کار خداست.

به نقل از روزنامه وطن دکتر کولینز که اعتقاد دارد کشف رمز ژن باعث اعطای یک فرصت به وی برای شناخت خدا بوده است اضافه کرد: " هنگامی که به یک کشف مهم می رسید لحظات زیبایی را تجربه می کنید. چرا که درباره آن موضوع تحقیق کرده و به آن رسیده اید. چیزی که من کشف کرده بودم طوری بود که تا بحال هیچ انسانی آنرا کشف نکرده بود.در حالی که خدا هر زمان آنرا می داند!"

دو محقق معروف با کشف رمز DNA علم را وارد گستره وسیعتری کردند. اهمیت این اکتشاف به حدی بود که بیل کلینتون و تونی بلر به طور همزمان آنرا به تمام دنیا اعلام کرده بودند


از نظر علمی :

 DNA ها یا دئوکسی‌ریبونوکلئیک‌اسید  واحد هایی در مرکز هر سلول هستندکه حاوی اطلاعات ژنتیکی سلول ها هستند و در مرکز سلول ها وجود دارند و سلول با

استفاده از اطلاعات DNA  به ادامه فعالیت های خود می پرزد.

DNA هاساختار پروتئینی دارند و حاوی ژن ها هستنداز لحاظ شیمیایی نیز DNA  پلی مریطولانی با واحد هایی نوکلئوتیدی است و با اتصال ستون هایی از فسفات تشکیل شده است.
یک مولکول DNA  ممکن است از میلیون هانوکلئوتید تشکیل شده باشد.و مانند نردبان پیچ خورده ای است که به وسیله بازها به هم متصل شده است.


ساختار DNA  توسط فرانسیس کریک و جیمزواتسون در سال 1953 کشف شد و این دو در سال 1962 به خاطر این کشف موفق به دریافتجایزه نوبل شدند.

از دیدگاه قرآن :

سلول بدون DNA هیچ عملکردی ندارد و عملا مرده است در سوره انبیا آیه 37 به این موضوع اشاره شده است:

خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿۳۷﴾ (انبیا 37)

«انـسان از  عَـجَـل  آفریده شده است. آیات خود را "درآینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بیتابی نکنید».

نكات آیه

1. انسان در آینده خواهد دید كه از چه آفریده شده است


این كه خداوند می گوید: «آیاتم را به شما نشان خواهم داد» به این معنی است كه انسان روزی خواهد دید (یعنی با چشم خواهد دید) كه از چه یا چگونه آفریده شده است. و این چیزی است كه امروزه تحقق یافته است. امروزه انسان با كمك میكروسكوپ می‌بیند كه سلول ها از چه و چگونه آفریده می شوند و چگونه زندگی می كنند.

2. انسان از عَجَل آفریده شده


واژه «عَجَل» به معنی اسمی و وصفی در اصل به معنی: «شتاب و شتاب‌دهی» است. بعد در معنی دوم خود به طور ضمنی و تلویحی به یك سری از
مواردی ‌كه به نوعی و به نحوی كار را شتاب می بخشند اطلاق شده است. مانند:
«گل و لای بد بو (كه اشاره ضمنی بوده به: «با شتاب و زودتر رد شدن» از محل مزبور)ــ برآمدگی كنار درخت خرما كه با آن بالا می روند ــ دولاب ــ چرخ چاه ــ چوب های به هم پیوسته رخت‌آویزــ چوب سر چاه ــ چرخ ــ زنجیرــ پله ــ بسته طناب مرتب جمع شده».

هر سلولی مولكول های DNA در بردارد. DNA (مخفف desoxyribonucleicacid) ماده شیمیایی است كه ژن را تشكیل می دهند. ژن ها اطلاعات توارثی را در بردارند و هویت های جدید را می آفرینند و آفرینش پدیده را هدایت می كنند. این مولكول شیمیایی موسوم به DNA از دوتا زنجیر درست شده كه به وسیلة بازها به هم مرتبط می شوند، طوری ‌كه دو مارپیچ شكل می گیرد. تصور و رسمی كه انسان از آن ها دارد در 3 مورد مانند عجل می مانند. یكی در «زنجیرواری» آن ها، دیگری در «پله واری» آن ها، و سومی این كه مانند «بسته طناب منظم چیده شده» می مانند».



تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 09:23 ب.ظ | نویسنده : | نظرات
 
هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981 میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرنسه منتقل کند.
جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان

باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.


حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898 میلادی و تقریبا در حدود 200 سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟!

« و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد



تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 09:21 ب.ظ | نویسنده : | نظرات
 

چندی پیش تیمی از دانشمندان آمریكایی دریافتند كه برخی از گیاهان استوایی فركانس هایی مافوق صوت از خود صادر می كنند كه به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است.

دانشمندان حدود سه سال به تحقیق ومطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند و سرانجام دریافتند كه این پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صدمرتبه در ثانیه تكرار می شوند.

یك تیم آمریكایی این آزمایش را در برابر یك گروه علمی در انگلیس انجام دادند كه در بین این گروه، یك دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی از این مساله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت: مامسلمانان این مساله را در 1400 سال پیش تفسیر كرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار كردند كه آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قرآن را قرائت كرد: «و هیچ موجودی نیست جز آن كه او را به پاكی می ستاید ولی شما ذكر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است

زمانی كه اسم جلاله «الله» بلند شد، پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور «ولیام براون» مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح كرده و یك جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطا كرد. براون شهادتین را گفت و مسلمان شد



تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 09:20 ب.ظ | نویسنده : | نظرات

 

    نظریه‌ی نسبیت و محاسبه‌ی سرعت نور با نگرش مِصداقی به آیه‌ی 4 از سوره‌ی معارج

یكی از مصادیق «آیه‌ی 4 از سوره‌ی معارج»، که منطبق با «نظریه‌ی نسبیت» و هم مشخص کننده‌ی سرعت نور است، در 1400 سال پیش، توسط وحی در قرآن‌عظیم آمده است:

﴿تَعْرُجُ الْمَلَئكةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فى یَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْف سنَةٍ

فرشتگان و روح (فرشته‌ی مخصوص) به سوى او عروج مى‌كنند، در آن یك روزى كه مقدارش برای انسان دنیایی، پنجاه هزار سال است.

در این آیه گفته شده است وقتی فرشته‌ها حرکت می‌کنند برای آن‌ها یک روز زمان می‌برد، ولی برای انسان‌ها و به حساب آن‌ها پنجاه هزار سال طول می‌کشد!

حال، این سوال پیش می‌آید، چرا در آیه‌ی فوق به 000ر50 سال اشاره كرده است؟

فرشتگان  اگر با سرعت نور حركت كنند، 000ر50 سال در كهكشان راه شیری در حركت هستند و این كهكشان می‌تواند جزو یكی از هفت آسمان‌های عرش خداوند متعال باشد

حال ممکن  است  این  سوال پیش  بیایید که  چرا فرشته ها باسرعت نور  درحرکت  اند؟

چون طبق آیات قرآن‌كریم، آفریده‌های عاقل، توسط پروردگار عالم، سه دسته‌اند:

1-انسان، که از جنس خاک است؛ 2-جن، که از جنس آتش است؛ 3-فرشتگان، که از جنس نور هستند

بخاطرهمین حرکت  فرشتگان باسرعت  نور سنجیده  میشودچون  از  جنس  نورهستند

سرعت فرشتگان (سرعت محاسبه شده از طریق آیه‌ی 4 سوره‌ی معارج) تقریباً برابر سرعت نور است؛ یعنی، یک مقدار ناچیز کم‌تر از سرعت نور است که آن‌هم به قولی می‌تواند به این دلیل باشد که فرشته یک وجودی دارد و جرم‌اش صفر نیست! این موضوع، اعجاز عجیب و بسیار دقیق و شگف‌انگیز است که در 14 قرن پیش رخ داده است! و از طریق وحی و معجزه‌ی جاویدان قرآن‌مبین برای ما به ارمغان گذاشته شده است.

ا جابه‌جایی فرمول، سرعت فرشتگان بر اساس انبساط زمان به دست می‌آید:

V2= C2×(1-T’2/T2)                                                                                    

v برابر سرعت فرشتگان، c سرعت نور، T’ زمان حركت فرشتگان، T زمان حركت آدمیان در دنیا است.

یك سال قمری، حدود 354 روز است؛ یعنی، میزان اختلاف زمان ما (000ر50 سال) با یک فرشته (یك روز) در حال حرکت برابر 50000×354= 17700000 روز است. پس اعداد را در فرمول جایگزین می‌کنیم:

V2=C2×(1-T’2/T2)

V2=C2×(1-12/(50000×354)2)=C2×(1-12/(17700000)2)

V=C×0.99999999999999840403460052985924

ضریب به دست آمده (0.99999999999999840403460052985924) نزدیك عدد «یك» است و در نتیجه سرعت فرشتگان تقریباً برابر با سرعت نور است (V≈C).

 نظریه‌ی نسبیت

طبق نظریه‌ی نسبیت، وقتی جسمی سرعت بسیار بالا، نزدیك به سرعت نور بگیرد، زمان برای او به نسبت ما کند احساس می‌شود و در دید ما خیلی طول می‌کشد. سرعت جهانی نور یکی از اصول موضوعه‌ی نظریه‌ی نسبیت خاص است که اینشتین در سال ۱۹۰۵ میلادی آن را مطرح کرد.

بنا به اظهارات اینشتین، «نسبیت» سبب می‌شود كه حوادث برای یك ناظر در مقایسه با ناظری دیگر كندتر پیش بروند و این شامل وقایع مربوط به زندگی مانند فرآیند پیری نیز می‌شود.

اینشتین در مقاله‌ی سال 1905، به گونه‌ای موارد ریاضی را در آن افزود. وی، وجود رابطه‌ای بین انرژی و جرم را به اثبات رسانید. به موجب فرمولی كه او برای كمی كردن آن رابطه‌ای ارائه داد: محتوای انرژیِ (E) مقدار ماده‌ای به جرم مشخص (M)، برابر با حاصل‌ضرب مقدار جرم (M) آن ماده در مجذور سرعت نور (C) است. این فرمول را عموماً به صورت  E=MC2 می‌نویسند. اهمیت نظریه‌ی نسبیت خاص برای علم به اندازه‌ی اهمّیّت وجود اتم برای آن، بنیادی و مهم است.

اینیشتن در یكی از رساله‌های پایانی عمر خود با عنوان: «دی ارکلرونگ» یعنی: "بیانیه" که در سال 1954 آن را در آمریکا و به زبان آلمانی نوشته است، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می‌دهد و آن را کامل‌ترین و معقول‌ترین دین می‌داند

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه‌ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی است که توسط مترجمان برگزیده‌ی شاه ایران، محرمانه صورت پذیرفته است. اینشتین در این رساله «نظریه‌ی نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن‌کریم و احادیثی از نهج البلاغه و بیش از همه، احادیث بحارالانوارِ علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی تحت نظر آیت الله العظمی بروجردی ترجمه و شرح می‌شده است) تطبیق داده و نوشته که هیچ‌جا و در هیچ مذهبی چنین احادیث پرمغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن، نظریه‌ی پیچیده‌ی «نسبیت» را ارائه داده‌اند، ولی اکثر دانشمندان نفهمیده‌اند.

از آن جمله، حدیثی است که علامه‌ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم، صلی الله علیه و آله و سلّم، نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلّم، به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود؛ امّا، پس از این‌که پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله و سلّم، از معراج جسمانی باز می‌گردند،مشاهده می‌کنندکه پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف درحال ریختن روی زمین است.»

خلاصه ای  از  داستان معراج پیامبر(ص):

یکى از حوادث زندگانى حضرت محمد (ص) مسأله معراج می‌باشد. سفر شبانه و عروج آسمانى به جهت نشان دادن بخشى از آیات عظمت الهی، به پیامبر(ص) انجام گرفته با توجه به اینکه حضرت رسول اکرم (ص) به مرحله بندگى و عبودیت کامل رسیده بودند، این سفر زمینى و عروج آسمانى زمینه را براى اطمینان کامل ایشان به قدرت عظیم الهى فراهم کرد.در حالى که حضرت رسول اکرم (ص) در خانه خود خفته بودند،‌جبرئیل و میکائیل پیش او آمدند و گفتند براى دیدار آنچه از خداوند مسألت کرده بودى حرکت کن.........

اینشتین این حدیث را از گران‌بهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه‌ی «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. همچنین اینشتین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون، عمل و عکس‌العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند؛ یعنی، اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عیناً به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

 


نامه باور نکردنی انیشتین به آیت الله بروجردی +عکس

نامه انیشتن و گرویدن به دین اسلام به آیت الله بروجردی، اکنون دین مبین اسلام را پذیرفته ام که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم هنگامی که ریاست جمهوری اسرائیل را که رسماً به من پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده مبدانستند بپذیرم؟ فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است.



تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392 | 09:34 ب.ظ | نویسنده : | نظرات

چندی پیش تیمی از دانشمندان آمریكایی دریافتند كه برخی از گیاهان استوایی فركانس هایی مافوق صوت از خود صادر می كنند كه به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است.

دانشمندان حدود سه سال به تحقیق ومطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند و سرانجام دریافتند كه این پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صدمرتبه در ثانیه تكرار می شوند.

یك تیم آمریكایی این آزمایش را در برابر یك گروه علمی در انگلیس انجام دادند كه در بین این گروه، یك دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی از این مساله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت: مامسلمانان این مساله را در 1400 سال پیش تفسیر كرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار كردند كه آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قرآن را قرائت كرد: «و هیچ موجودی نیست جز آن كه او را به پاكی می ستاید ولی شما ذكر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است

زمانی كه اسم جلاله «الله» بلند شد، پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور «ولیام براون» مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح كرده و یك جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطا كرد. براون شهادتین را گفت و مسلمان شد



تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 09:40 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

www.dorodne.com|عاشقانه ترین تصاویر از غروب خورشید

 

« آیا نمی بینی خدا چگونه (تا کجا) گرما را کشید و دور برد؟ و اگر می خواست آنرا یکنواخت می کرد. افزون بر آن، خورشید را نیز دلیلی برای آن قرار دادیم ـــ سپس آنرا در چنگ خود به طرف خود کشیدیم کشیدنی نامحسوس».

ظِـلّ اسم است بمعنی: چیز  یکنواخت، یکسان، یکسانی و یکنواختی. در معنی دوم خود از جمله به "سایه" اطلاق شده (به اعتبار: "یکنواختی حرکت آن و یا یکنواختی و یکسانی آن با صاحب خود") ـــ و بعد به "گرما" اطلاق شده، (که اشاره ضمنی و تلویحی بوده به: رفتن به "سایه"). در آیه به بمعنی "گرما" بکار گرفته شده است. و گرما در آیه مجاز است. یعنی منظور از دور بردن گرما "دور بردن زمین" است. (در مقدمه در رابطه با مجاز صحبت شده).

حرف « ثـُمّ » پیش از فعلِ «جَعَـلـنـا» برای بیان رده و رتبه است. که چیزی را بالاتر یا افزون بر چیزی قرار می دهد.

«قبض» بمعنی: در چنگ داشتن و در چنگ خود گرفتن است. و این به این معنی است که زمین در چنگ خورشید است. (که ما آنرا نیروی جاذبه خورشید می نامیم).

نکات آیه:

1ــ گرما دور برده شده است و متغیر قرار داده شده. 2ـــ علاوه بر دور بردن گرما خورشید نیز دلیلی (سببی) برای عدم یکسانی گرما قرار داده شده. 3ـــ گرما (زمین) در چنگ خورشید است و بطور نامحسوسی بطرف آن کشیده می شود.

1ــ گرما دور برده شده است و متغیر قرار داده شده:

زمین در آغاز پیدایش و شکل گیری خود در نزدیکی خورشید بوده است. بعد دور برده شده و مداری تقریباً بیضی شکل برای آن در نظر گرفته شده تا به خورشید دور و نزدیک بشود و گرمای زمین متغیر باشد.

منظور از "چگونه" دور بردن گرما در آیه نیز "تا کجا بردنِ آن" است. که منظور این است که زمین حساب شده از خورشید فاصله داده شده است. یعنی اگر مثلاً دورتر برده می شد آبهای کمتری از سطح زمین تبخیر می شد و یا اگر نزدیکتر از آنچه هست قرار داده می شد آبهای بیشتری تبخیر می شد، و وضعیت آب و هوائی زمین به گونه فعلی خود که بهترین وضع است نمی بود.

 

2ـــ علاوه بر دور بردن گرما، خورشید نیز دلیلی (سببی) برای عدم یکسانی گرما قرار داده شده:

نقاط سیاهی که روی خورشید می بینیم مناطقی هستند که سردتر از بقیه سطح خورشید هستند. از آنجا که خورشید به دور خود می چرخد (تقریباً هر 4 هفته یک دور به دور خود می چرخد)، گاهی آن نواحی از خورشید روبروی زمین قرار می گیرند و گاهی نیز نیستند. وقتی روبروی زمین هستند گرمای کمتری به طرف زمین می آید. و به این شکل خود خورشید نیز در عدم یکنواختی گرما نقش دارد.

3ـــ گرما (زمین) در چنگ خورشید است و بطور نامحسوسی بطرف آن کشیده می شود:

گرما (که پیش از این گفتیم منظور از آن زمین است) در چنگ خورشید است (که ما آنرا نیروی جاذبه خورشید می نامیم). و خورشید زمین را به طوریکه برای ما نامحسوس است بطرف خود می کشد، و ما به خورشید نزدیک تر می شویم و هوا گرمتر می شود، که همان فصل تابستان است.



تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 11:19 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

 

« خورشید و ماه در تناسب هستند».

چه تناسبی میان ماه و خورشید وجود دارد؟

قطر خورشید 1400000 کیلومتر است قطر ماه 3500 کیلومتر. فاصله خورشید تا زمین 150000000 کیلومتر است. و یکی از فاصله های متوسط ماه تا زمین 375000 کیلومتر است.

تناسبی که مـیان آنها وجـود دارد این است که: قطر خورشید 400 بار از قطر ماه بزرگ تر است و 400 بار نیز از ماه  دورتر است! به این خاطر تقـریباً به یک اندازه به نظر می آیند و در خسوف کامل تقـریباً بر هم منطبق می شوند.




طبقه بندی: معجزات علمی نجوم در قرآن،

تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 10:49 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

 

 

«اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

«ضیاء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور»  روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضیاء است. و اینکه آیه می گوید: خـورشـیـد «ضیاء» است و ماه «نور»، به این معنی است که تابش خورشید از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نیست بـلـکه بازتاب تابش خورشید است. (این موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. یعـنی وی چند هـزار سال پـیش از میلاد حضرت مسیح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است. ولی مردم طـبـق معـمـول بوی می خندیده اند).

 




طبقه بندی: معجزات علمی نجوم در قرآن،

تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 10:48 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

www.dorodne.com|عاشقانه ترین تصاویر از غروب خورشید

«و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است»!

نکـتـه آیـه: خورشید در قرار گاه خود در حرکت است:

واژه « مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ یا فـرد در آن است ضمن اینکه به اینطرف و آنطرف نیز رفت و آمد می کند. خورشید همانطور که آیه توصیف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است.

«مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن بدور خود است که هر 27 تا 28 روز یک دور است و حرکت دیگر آن حرکت در مداری در کهکشان راه شیری اسـت که با سرعـت 900000 کـیلومـتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 یا 250 میلیون سال طول می دهد تا آن را طی کند و کل منظومه شمسی را نیز با خود دارد. بنابر محاسباتی که فعلاً وجود دارد خورشید تا کنون 18 دور در مدار خود دور زده است.

(بنابر عـلم نجوم عصر پیامبر: زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات بدور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال 1543  بقوت خود باقی بود. ولی قـرآن خورشید را در «مستقـر» خود (که مرکز منظومه شمسی باشد) در حرکت بیان کرده است).




طبقه بندی: معجزات علمی نجوم در قرآن،

تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 10:44 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

یونانیان در زمانهای گذشته مشاهده می کردند که زمین جسمی بزرگ است و آسمان شب هر روز با آسمان شب هر روز دیگر تفاوت داشت به همین دلیل اولین نظریاتی که در مورد کره زمین ارائه شد بر این اساس بود که زمین در مرکز عالم قرار دارد و ثابت و بی تفاوت در جای خود است.بر طبق نظریه بطلمیوس  زمین مرکز عالم است و سیارات با شعاعی که فاصله آن سیاره به دور زمین بود به دور زمین می چرخیدند.این نظریه 1700 سال بعد توسط کوپرنیک نقض شد.کوپرنیک تقریبا 40 سال از وقت خود را برای مطالعه زمین شناسی صرف کرد و نظریات کوپرنیک در سال 1543 بعد از مرگش منتشر شدند زیرا کوپرنیک در زمان حیاتش از ترس کلیسا که به شدت به نظریه زمین مرکزی معتقد بود از ارائه مطالب خود خوداری کرد.

بعد از مرگ کوپرنیک گالیله نظریات خود را در باره حرکت زمین و خورشید و مسطح نبودن زمین با کوپرنیک بسط داد و منتشر کرد اما توسط کلیسا به محاکمه و تفتیش عقاید کشیده شد و برای حفظ جان خود مجبور شد نوشته هایش را پس بگیرد.

نظریه زمین مرکزی بیشتر به حول ثابت بوددن زمین و حرکت نکردن آن استوار بود

در آیات متعددی از قرآن به حرکت زمین اشاره شده است:

مثلا در آیه 88 سوره نمل به کوهها اشاره شده است که دقیقا به حرکت زمین دلالت می کند:

کوها را بینی و گمان میکنی ساکن هستند حال آنکه مانند ابرها حرکت دارند

علاوه بر این درسوره طه آیه 53 نوشته شده است که

آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد

همانطور که می دانید گهواره در جای خود ثابت نیست و مانند زمین حرکت چرخشی دارد که دقیقا به زمین اشراه دارد.

همچنین در بیشتر تمدن های قدیم معتقد بودند که زمین مسطح است و به شکل کروی نیست متاسفانه این عقیده علاوه بر کلیسا در بین عده ای از مسلمانان نیز رواج داشته و بر طبق این نظریه زمین به شکل مسطح بوده و تمام اجرام آسمانی بالای سر ما قرار دارند در این مورد نیز قرآن در آیه 41 سوره فاطر اشاره می کند:

همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می‌دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمی دارد

این آیه مساله مسطح بودن زمین را نفی می کند زیرا جسمی که مسطح باشد نمی تواند در آسمان معلق باشد.



تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 10:43 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

شرح حال کامل مردی که یک شبه حافظ کل قرآن شد | Www.FarsiMode.CoM

حدود یك صدسال پیش در روستایی به نام ساروق كه آن روزها از دهات بزرگ حومه اراك محسوب می‌شد، واقعه‌ای در اعماق خاموشی روی داد كه طی آن جوان پاك نهاد 27ساله‌ای به نام محمدكاظم كریمی كه هنوز به مكتب نرفته بود و به قول خودش ملا ندیده بود، به یك باره حافظ كل قرآن شد. واقعه‌ای كه محمدكاظم بعدها سعی در مخفی نگه داشتن آن داشت اما به ضرورتی كه پیش آمد آن راز از پرده بیرون افتاد و برای سال‌ها بزرگترین علمای دینی ایران، عراق، كویت و مصر پیرامون آن به بررسی و مطالعه پرداختند و اغلب قریب به اتفاق ایشان بر این معجزه قرآنی مهر تأیید نهادند. آیة الله سیداحمد زنجانی، آیة الله سیدعبدالله شیرازی، آیة الله مرعشی نجفی و آیة الله مكارم شیرازی از جمله این بزرگانند.

کربلایی کاظم می‌گوید که: من سه چیز را رعایت می‌كردم كه شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم:

1- این كه هرگز لقمه حرام نخوردم،

2- هرگز نماز شبم ترك نشد،

3- پرداخت خمس و زكاتم را هرگز قطع نكردم.

مرحوم حاج محمدكاظم در سال 1300 هجری قمری در روستای ساروق و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد و پس از گذراندن ایام كودكی به كار كشاورزی مشغول شد و او نیز همانند سایر مردم ده از خواندن و نوشتن محروم شد و بهره‌ای از دانش و علم نداشت. اما نسبت به انجام فرایض دینی و خواندن نماز شب جدیت می‌كرد.

وی اهل مسجد و منبر بود و آن روزها یعنی قبل از 27 سالگی مرحوم آیة الله العظمی حاج شیخ عبدالكریم حایری در حوزه علمیه اراك بودند و هنوز به قم تشریف نبرده بودند. ایشان ماه‌های محرم هر سال مُبلغی را به روستای ساروق می‌فرستادند. یك سال محرم كربلایی كاظم به مسجد می‌رود و روحانی اعزامی از اراك در مورد خمس و زكات و اهمیت آن صحبت می‌كند. كربلایی كاظم چند روز بعد و تحت تأثیر سخنان آن روحانی با ارباب ده صحبت می‌كند و می‌پرسد كه آیا شما زكات گندمی كه زمینش را من می‌كارم پرداخت می‌كنی؟ ارباب ناراحت می‌شود و می‌گوید: تو به كار من كاری نداشته باش و خودت هر كاری می‌خواهی بكن. وی می‌گوید حالا كه زكات نمی‌دهی من هم برای تو كار نمی‌كنم بعد با حالت قهر روستا را ترك می‌كند و مدت سه سال در اطراف اراك به كارگری می‌پردازد. بعد از مدتی ارباب پشیمان می‌شود و برای او پیغام می‌فرستد كه حاضرم زكات بدهم و پدرم مجدداً به ساروق برمی‌گردد و مشغول كشت و كار می‌شود.

بعد از آن كه حاج محمدکاظم مجدداً به ساروق برمی‌گردد تا مشغول كشاورزی شود، بذری را كه قرار است بكارد ابتدا زكاتش را می‌دهد و بعد به كشت و كار می‌پردازد. یك سال تابستان كه گندم‌هایش را چیده و كوبیده بود و در «خرمن جا» ریخته بود تا باد بدهد اما آن روز باد نمی‌آمد مرد فقیری كه هر ساله از کربلایی کاظم مقداری گندم می‌گرفت نزد وی می‌آید و می‌گوید: كربلایی قدری گندم می‌خواهم تا به آسیاب ببرم فرزندانم گرسنه هستند. ایشان می‌گوید: می‌بینی كه باد نمی‌آید، تا برایت گندم آماده كنم با این حال برمی‌گردد به ده، غربال می‌آورد و مقداری گندم غربال می‌كند و به مرد می‌دهد. بعد می‌رود مقداری علف برای گوسفندان می‌چیند و به سمت خانه به راه می‌افتد. در بین راه به امام زاده‌ای كه به «72 تن (1)» معروف است می‌رود و فاتحه‌ای می‌خواند وقتی بیرون می‌آید تا علف‌ها را به دوش بگیرد و به خانه ببرد ناگهان دو سید عرب نورانی و بسیار خوش سیما با لباس‌های عربی و عمامه سبز نزد او می‌آیند و به او می‌گویند؛ محمدكاظم بیا با هم در امامزاده برای بچه‌های پیغمبر فاتحه‌ای بخوانیم.

وی می‌گوید: من الآن در امامزاده بودم و فاتحه خوانده‌ام. آنها اصرار می‌كنند و پدرم داخل امام زاده

می‌شود. در قسمت اول امام زاده كه مزار 15مرد است، فاتحه می‌خوانند وقتی می‌خواهند به قسمت «40 دختران» بروند، کربلایی کاظم می‌گویدكه نباید به آنجا رفت چون آنها زن هستند و شنیده‌ام كه مردها

نمی‌توانند آنجا بروند یكی از آن آقایان می‌گوید: اشتباه كرده‌اند، اینها خرافات است. اگر چنین باشد پس مردها نمی‌توانند قبر حضرت زینب در سوریه و حضرت معصومه در قم را زیارت كنند. و تاكید می‌كنند كه بیا فاتحه بخوان. بعد می‌روند قسمت دیگر كه 15 مرد و یك خانم هستند و آنجا هم فاتحه می‌خوانند. یكی از آن آقایان به محمدکاظم می‌گوید: محمد كاظم كتیبه‌های سقف امام زاده را بخوان! ایشان به سقف نگاه می‌كند و خط هایی به صورت نور برجسته را می‌بیند كه قبلاً نبوده بعد می‌گوید: آقا من سواد ندارم، مكتب نرفته‌ام، چطور بخوانم. آن آقا دوباره تكرار می‌كند كه بخوان! بعد می‌گوید: ما می‌خوانیم تو هم بخوان و در حالی كه با دست به سینه وی می‌كشد شروع می‌كنند به خواندن 6 آیه از سوره اعراف از آیه 54 تا 59:

«بسم الله الرحمن الرحیم، ان ربكم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا والشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره، الاله الخلق و الامر تبارك الله رب العالمین...»

کربلایی کاظم آن آیه را با چند آیه پس از آن همراه با آن سید می‌خواند و آن سید همچنان دست به سینه او می‌كشد تا می‌رسند به آیه 59 «انی اخاف علیكم عذاب یوم العظیم.»

مرحوم حاج محمدكاظم در سال 1300 هجری قمری در روستای ساروق و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد و پس از گذراندن ایام كودكی به كار كشاورزی مشغول شد و او نیز همانند سایر مردم ده از خواندن و نوشتن محروم شد و بهره‌ای از دانش و علم نداشت. اما نسبت به انجام فرایض دینی و خواندن نماز شب جدیت می‌كرد.

کربلایی کاظم بعد از خواندن آن آیات سرش را برمی‌گرداند تا با آن آقا حرفی بزند اما كسی را آنجا نمی‌بیند بعد با خودش می‌گوید كه آنها یا امام بوده‌اند یا فرشته؟ اسم مرا از كجا می‌دانستند؟ آنها غریب بوده‌اند؟ آنها قرآن را در سینه من گذاشتند و رفتند. بعد بی‌هوش می‌شود و تا اذان صبح در امام زاده می‌ماند. بعد كه به هوش می‌آید نماز صبح را می‌خواند. هوا كه روشن می‌شود علف‌ها را برمی‌دارد و به منزل می‌آید پدرش از وی می‌پرسد: دیشب كجا بودی؟ خیلی دنبالت گشتیم. می‌گوید: دیشب امام زاده بودم و ماجرا را تعریف می‌كند. اهل خانه فكر می‌كنند كه او دعایی شده یا جن گرفته پس او را نزد همان واعظی كه هر ساله به ساروق می‌آمد می‌برند.

واعظ که حاج شیخ صابر عراقی نام داشت می‌پرسد: پسر جان چطور شده آیا سواد داری. محمدکاظم می‌گوید: نه سواد ندارم. كسانی هم كه آنجا بوده‌اند گواهی می‌دهند كه سواد ندارد. بعد می‌گوید: خب حالا قصه چیست؟ ایشان ما وقع را توضیح می‌دهد. آقا صابر می‌پرسد چه چیز را یادت دادند؟ وی شروع به خواندن قرآن می‌كند. آقا صابر می‌گوید: این قرآن می‌خواند. جن گرفته نیست. به او كرامت شده آقا صابر قرآن می‌خواهد، می‌آورند هر جایی از قرآن را كه باز می‌كند و یك آیه می‌خواند حاج محمدکاظم بقیه‌اش را می‌خواند. آقا صابر می‌گوید: حالا كه به تو كرامت شده برویم خط هایی را كه در سقف امام زاده است ببینیم. وقتی وارد امامزاده می‌شوند می‌بینند نه خطی است، نه نوری!

حال این سوال مطرح می‌شود که چرا خداوند كربلایی كاظم را مورد لطف خود قرار داده و او را حافظ قرآن قرار می‌دهد؟

خود کربلایی کاظم به این سوال اینگونه پاسخ می‌دهد که: من سه چیز را رعایت می‌كردم كه شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم:

1- این كه هرگز لقمه حرام نخوردم،

2- هرگز نماز شبم ترك نشد،

3- پرداخت خمس و زكاتم را هرگز قطع نكردم.

ایشان می‌گفت وقتی می‌خواهم لقمه شبهه‌ناكی بخورم احساس سیری به من دست می‌دهد. وی می‌گفت روی سینه‌ام نوری را می‌بینم كه به محض مواجه شدن با لقمه حرام آن نور به تیرگی گرایش پیدا می‌كند و اگر لقمه حرامی بخورم بالا می‌آورم.


چگونگی وفات كربلایی كاظم

ایشان20 روز قبل از فوتش در ساروق درباره مسئله فوت و دفن خود با فرزندانش صحبت كرد. وی گفت من همین روزها فوت خواهم كرد. وقتی مُردم جنازه‌ام را به قم منتقل كنید و در آنجا به خاك بسپارید. بعد كمی درنگ كرد و گفت خب اگر من اینجا بمیرم شما برای انتقال جنازه‌ام به قم دچار مشكل می‌شوید، من می‌روم قم. پس فردای آن روز به قم رفت و 20روز بعد در آنجا فوت كرد و در قبرستان نو به خاك سپرده شد

 تمبر یادبود کربلایی کاظم کریمی ساروقی | Www.FarsiMode.CoM

تندیس یادبود ” کربلایی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) ” که در تاریخ

 

  ۱۳۹۰/۵/۲۵ در مصلی بیت المقدس شهر اراک رو نمایی شد:

تندیس یادبود کربلایی محمد کاظم کریمی | Www.FarsiMode.CoM


آرامگاه کربلایی کاظم کریمی | Www.FarsiMode.CoM



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1391 | 06:45 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

در سال هاى اخیر کوشش هاى زیادى در زمینه ى روان درمانى افرادى که دچار اضطراب هاى شخصیتى و بیمارى هاى روانى هستند، انجام شده است. در این زمینه روش هاى مختلفى براى روان درمانى پدید آمده است; امّا هیچ کدام موفقیت مورد انتظار را درباره از میان بردن و یا پیشگیرى از بیمارى هاى روانى به دست نیاورده است. برخى از پژوهش ها نشان مى دهد میانگین درمان در مورد بیمارانى که با روش روانکاوانه معالجه و درمان مى شوند بین 60 تا 64 درصد در نوسان است و اگر توجّه کنیم که میانگین بیمارانى که بدون معالجه به روان درمانگران از عوارض این گونه بیمارى ها رهایى مى یابند میان 44 تا 64 درصد در نوسان است، متوجه مى شویم که میانگین فوق درصد رضایت بخشى را تشکیل نمى دهد. وانگهى حال گروهى از بیماران پس از معالجات روان درمانگران بدتر هم شده است.
در پژوهش دیگرى روشن شده است که شمار بیماران درمان یافته از یک گروه مورد مطالعه که تحت مداواى درمانگران قرار نداشتند با تعداد بیمارانى که از طریق روان درمانى معالج شدند برابر بوده است. این پژوهش نشان داده است که حال برخى از بیماران معالجه شده توسط روان درمانگران وخیم تر هم شده است.
این گونه پژوهش ها نشان مى دهد که میانگین درمان ناشى از روان درمانى هنوز به میزان رضایت بخشى نرسیده است.
هر انسانى در روند زندگى خود با موانعى روبرو مى شود زیرا در مقابل هر نوشى ،نیش ودر مقابل هر خوشى،ناخوشى وجود دارد.این موانع ومشکلات براى انسان ایجاد دلهره مى کند.در هنگام گرفتاریها دچار اضطراب و سپس افسردگى مى شود.البته نوع مشکلات وشخصیت افراد وزمان ومکان در طولانى بودن ویا کوتاه بودن این اضطرابها ـ که اگر درمان نشود به افسردگى منجر مى شود ـ دخالت دارند.
هر چند وجود دلهره واضطراب در حد عادى براى آدمى لازم است; زیرا باعث گرفتن حالت تدافعى شده وانسان را به عکس العمل واداشته وسعى در رفع مشکل مى کند; اما اگر فردى بى خیال وبى تفاوت بوده وهیچ گونه اضطرابى نداشته باشد ـ بجز ائمه معصومین(ع)و بعضى از اولیاء خدا ـ براى دیگران عیب ومریضى حساب شده که در روانشناسى آن را مرض «پسى کوپاتى»مى نامند.
افزایش افسردگى واضطراب در جهان امروز
در جهان کنونى بیمارى افسردگى بسیار زیاد شده است بطوریکه عده اى از مردم کشورهاى صنعتى با دارو بخواب رفته وبا دارو بیدار مى شوند. به طور مثال با هم گزارشى درباره پدیده افسردگى و علل و آثار آن در ایالات متحده آمریکا مى خوانیم:
به عقیده روان شناسان ،افسردگى بیماریى ناشى از مدرنیسم و فشارهاى جانبى آن است و جوانان به ویژه در آمریکا که سرعت نوآورى در آن جا بیش از سایر نقاط جهان است در سنین پایین تر در دام این بیمارى گرفتار مى آیند.
در سال 2002 افسردگى پس از بیمارى هاى قلبى ،گسترده ترین بیمارى دامن گیر بشر خواهد بود.به نوشته این مجله:
دکتر ارنست برنت و همکارانش از انستیتو تکنولوژى ماساچوست آمریکا برآورد کرده اندکه هزینه هاى مربوط به بیمارى افسردگى در آمریکا سالانه بالغ بر 44میلیارد دلار یعنى تقریبا برابر هزینه هاى بیمارى هاى عروقى است و این بدان معنا است که هر آمریکایى سالانه 6هزاردلار بابت بیمارى افسردگى پرداخت مى کند.
این مجله مى افزاید: هزینه هاى مربوط به درمان بیمارى افسردگى به 12 میلیارد و400میلیون دلار بالغ مى شود و خودکشى مبتلایان به افسردگى 7 میلیارد و 500 میلیون دلار به این رقم مى افزاید که خسارت ناشى از دست رفتن نیروى انسانى در آن به حساب نیامده است.
اکونومیست مى نویسد: در این میان،بازار داروهاى ضد افسردگى بسیار گرم است.طبق برآورد انستیتو تکنولوژى ماساچوست ارزش بازار جهانى این داروها بالغ بر 7 میلیارد دلار است که انتظار مى رود در پنج سال آینده 50%رشد داشته باشد!
مشهورترین داروى درمان بیمارى افسردگى که امروزه به ویژه در آمریکا رواج دارد «پروژاک»است که شرکت سازنده آن «الى لیلى»سالانه 2میلیارد و600میلیون دلار به جیب سهامداران خود سرازیر مى کند.» «الوین تافلر،نویسنده و نظریه پردازِ معروف امریکایى: در سراسر کشورهاى مرفه فریاد عجز و لابه هاى آشنا به گوش مى رسد. میزان خودکشى نوجوانان رو به افزایش است.الکلیسم بیداد مى کند.افسردگى روانى همه گیر شده است،بربریت و جنایت مُد روز گردیده است!
در ایالات متحده اتاق هاى اورژانس بیمارستان ها مملوّ از معتادان به مارى جُوانا و دیوانه هاى سرعت و دسته هاى اراذل و اوباش و معتادان به کوکائین و هرویین و بالاخره افرادى که گرفتار بحران شدید عصبى شده اند.
مددکارى اجتماعى و بهداشت روانى در همه جا به سرعت رو به گسترش گذاشته است،در واشنگتن یک کمیسیون بهداشت روانى وابسته به دفتر ریاست جمهورى اعلام مى دارد که به طور کامل شهروندان ایالات متحده از نوعى فشار عصبى رنج مى برند.و روان شناسى از مؤسسه ملى بهداشت روانى ادعا مى کند که تقریبا هیچ خانواده اى بدون نوعى ناهنجارى روانى وجود ندارد و اعلام مى کند روان پریشى ،جامعه آمریکا را که آشفته و پریشان و متفرق ونگران آینده است،فرا گرفته است!»
تافلر مى افزاید:زندگى روزمره واقعاًبه طرزافتضاح آمیزى کیفیت خود را از دست داده است و اعصاب همه خورد وداغان است، دست به یقه شدن وتیراندازى در مترو یا صفهاى بنزین نشانگر این واقعیت است که کنترل اعصاب از دست افراد خارج شده است و میلیون ها نفر از مردم به آخرین حد از ظرفیتشان رسیده اند.
بى تردید علت این افسردگى ها فرو رفتن در مادیات و دورى از مذهب، معنویات و فراموشى خدا مى باشد.
سؤالى که در این جا مطرح مى شود این است که چگونه این افسردگى ها واضطرابها را درمان نمائیم؟
علامتهاى افسردگى:
افسردگى داراى نشانه هایى است که به برخى از آن ها اشاره مى شود:
1-احساس تنهائى و بى پناهى
2-وحشت واضطراب از آینده مجهول
3-دلهره از عدم موفقیت در شؤن مختلف زندگى از جمله در تحصیل،،شغل،نحوه کار،انتخاب همسروزندگى مشترک و نحوه زندگى خانوادگى،وضعیت تحصیل فرزندان و آینده آنان و...
چنانچه بتوان از راه صحیح با این دلهره ها برخورد نمود،زندگى سعادتمندانه هر انسانى تضمین شده است.
راههاى درمان افسردگى
1. ایمان و توکل: اولین راهى که اسلام براى مسئله اضطراب و دلهره ها پیشنهاد مى کند، ایمان و توکل به خداست. تکیه بر خالقى که قادر است.از همه چیز خبر دارد وبندگانش را دوست دارد.تکیه گاهى همیشگى که همه مى میرند ولى او باقى است.همه دچار مشکل مى شوند ولى او همیشه قهار ومسلط وحاکم بر همه چیز است.
على(ع)فرمود:کسیکه توکل کند،سختى ها بر او آسان و اسباب آسانى برایش فراهم مى شود.
پرفسور کارل یونگ مى گوید:بى مذهبى باعث پوچى و بى معنا بودن زندگى مى شود و داشتن مذهب به زندگى مفهوم ومعنا مى بخشد. دکتر پول ارنست متخصص دانشگاه پنسیلوانیا درباره نقش ایمان مى نویسد:مهمترین عامل شفاى مریض،ویتامین ها،داروها،معدنیت و جراحى و..نیست.بلکه امید وایمان است. من به این نکته پى برده ام که از این پس باید جسم مریض را با بکاربردن وسایل طبى و جراحى و روح وى را با تقویت ایمانش نسبت به خدا معالجه کرد.
در روایات آمده که مؤمن مانند کوه استوار است و سختى ها اورا تکان نمى دهد.مانند حضرت ایوب که در مقابل بدترین مصیبت ها ایستاد دومقاومت کردوعاقبت به رستگارى دوجهان رسید.
2. یاد خدا: دومین راهى که قرآن کریم با یک جمله به ما نشان مى دهد یاد خدا است. آرى یاد خداست که ترس از مرگ را به آرامش تبدیل مى نماید و ترس از هجوم مشکلات وگرفتاریها را از بین مى برد.یاد خدا دلهره ها و ترسهاى ناشى از بى اعتمادى به آینده را کاهش مى دهد.
خداوند در قرآن درباره تأثیر یاد خدا در آرامش و رهایى از اضطراب و افسردگى مى فرماید: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم الا بذکر الله تطمئن القلوب; آنانکه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام است.آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش مى یابد.»
اهمیت یاد خدا: ذکر خدا یعنى پذیرش حضور دائم و نزدیک بودن آن وجود مطلق در همه جا و در همه زمان ها; چون که خدا به رگ هاى گردن شما نزدیک تر و حایل میان انسان و جان و قلب اوست. این نزدیکى و حضور دائمى که برخاسته از ارتباط و فقر ذاتى همه آفریده هاست مى تواند این زمینه را فراهم آورد که هیچ چیزى بیرون از دائره علم، قدرت و حکمت او نیست. بنابراین اطمینان مى یابد که همواره خدا با اوست و در همه حال رفیق و همراهش است. براى ذکر در مقامات اخلاقى ـ عرفانى مراتبى گفته اند از جمله ذکر لفظى وذکر قلبى است.که بالاترین ذکر،نماز است. اگرچه خداوند از تسبیح و تحمید مخلوقاتش مخصوصاًانسان بى نیاز است ولى این ذکرها مایه معرفت وتکامل انسان شده و او را در رسیدن به معرفت الهى یارى مى کند.
در عرف عرفا و اولیاء خدا انسانهاى عاقل و فهیم کسانى هستند که همیشه به یاد خدا بوده وهیچ چیز حتى اشتغالات روزمره آنهارا از این امر باز نمى دارد. خداوند در آیاتى چندى به این مسأله اشاره دارد از آن جمله:
«انسانهاى مؤمن کسانى هستند که تجارت وخرید وفروش آنهارا از یاد خدا مشغول نمى کند.» ; «آنانکه در حالت ایستاده ونشسته وخوابیده بذکر خدا مشغول بوده ودر خلقت آسمانها وزمین تفکر کرده ومى گویند:اى خداى ما!اینهارا باطل وبیهوده نیافریده اى.تو از هر نقصى منزّهى .پس مارا از جهنم دور نگه دار.» ; «اى مؤمنین!مبادا مال ومنال شما را از یاد خدا غافل کند که در این صورت زیان کرده است» ; «خدارابسیار یاد کنید شاید رستگارشوید»
یاد کردن خدایى که از همه زیباتر، از همه عظیمتر، از همه مهربانتر، از همه بخشنده تر، به اسرار آشناتر، از همه نزدیکتر است; براى انسان صاحب معرفت از همه چیز لذت بخش تر است. به همین جهت پیامبران وامامان واولیاء خدا، شبانه روز به ذکر خدا و به ویژه به نماز مشغول مى شدند. رسول خدا(ص) آنقدر شبهارا به نماز گذراند که خدا به فرمود:«اى پیامبر!ما قرآن را نازل نکردیم تا تو به زحمت بیفتى.»
على(ع)شبى هزار رکعت نماز مى خواند.امامان و اولیاء الهى نیز بسیارى از اوقات عمر خود را به نماز و ذکر الهى مى گذراندند. و شاعر چه زیبا سروده است:
خوشا آنان که الله یارشان بى *** بحمد وقل هوالله کارشان بى
«باباطاهر»
از سیره عبادى انسانهاى برگزیده چنین به دست مى آید که در ذکر و نماز، باید منافع و اثرات بسیار مهمى باشد که آنگونه به آن اهمیت داده مى شود.به عکس، از اهمیت ندادن انسانهاى فاسد به نماز وذکر الهى به این نتیجه مى رسیم که یکى از عوامل سقوط این افراد فراموش کردن خالق خود مى باشد. کسى که مربّى اصلى و تربیت کننده و بزرگ کننده خود را فراموش کند، غافل ترین انسان است.
یاد خدا در همه جا فضیلت دارد. به ویژه در موارد زیر:
هنگام جهاد با دشمنان، برخورد با گناه، مشاهده جلوه هاى دنیا اعم از کاخها، قصرها، ثروتمندان، دنیاطلبان، زنهاى زیبا، باغها، آسمانخراشها، زرق و برقهاى ظاهرى و...
آثار دورى از یاد خدا: کسانى که از ذکر و یاد خدا غافل باشند، دچار ضررهاى مختلف دنیوى و اُخروى مى شوند از جمله: الف. سختى در زندگى و نابینایى در محشر: «هرکس از ذکر من دورى کند، زندگى سخت و تنگى خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى کنیم! مى گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردى؟ من که بینا بودم!» مى فرماید: «آن گونه که آیات ما براى تو آمد، و تو آنها را فراموش کردى» امروز نیز تو فراموش خواهى شد!».» ; ب. همنشینى شیطان:«کسیکه از ذکر خداى رحمن دورى کند، شیطان را همراه او مى کنیم.» ; ج. قساوت قلب: «خدا به موسى گفت: اى موسى!مرا در هیچ حالى فراموش نکن که فراموشى من دلهارا قسى مى کند.»
د. خود فراموشى: «مانند کسانیکه خدا را فراموش کردند نباشید، که خدا هم یادِ خودشان را از خودشان بُرد.»
3. صبر و تحمل: افراد صبور ماندنى تر و موفق تر مى باشند.
«اصمعى وزیر خلیفه عباسى در بیابان به خیمه اى رسید. زنى جوان و صاحب جمال درخیمه بود. اصمعى از او آب طلبید. زن گفت: شوهرم نیست و اجازه ندارم به شما آب بدهم. ولى اجازه شیر این بز بدست خودم است. زن از شیر به اصمعى داد. در این موقع یک سیاهى از دور پیداشد. زن گفت: شوهرم است که از صحرا برمى گردد. وقتى شتر سوار رسید، زن باستقبال او رفت و بر او سلام کرد، پاهاى او را شست و...ولى هر چه زن محبّت مى کرد، مرد که قیافه زشتى داشت و یک پایش لنگ بود، با بداخلاقى به او جواب مى داد. تا اینکه مرد وارد خیمه شد و نگاه غضبناکى به اصمعى نمود و به آخر خیمه رفت. اصمعى به زن گفت: حیف نیست شما با این امتیازات، با همچو مردى زندگى مى کنى؟ زن گفت: من از شما که وزیر خلیفه هستى تعجب مى کنم که مى خواهى بین من و شوهرم جدائى بیافکنى! اگر من با این مرد زندگى مى کنم براى این است که مى خواهم به روایت پیامبر(ص)عمل کرده باشم که فرمود:ایمان دو نیمه است. نیمه اى شُکر و یک نیمه اش صبر است. من خدا را بر نعمتهایش شکر گفته و بر سختى هاى زندگى صبر مى نمایم. و امید به پاداشهاى آخرت دارم.»
4. معالجات فردى: از قبیل: 1. بازگو کردن عقده ها با محرم اسرار مانند والدین،حضور در زیارتگاهها ومناجات هاى سحرگاهى; 2. توبه و طلب آمرزش : برخلاف مسیحیت که مى گوید یکشنبه ها به کلیسا بروید! اسلام هرزمان و هر مکانى را براى ارتباط با خداوند و توبه کردن وطلب آمرزش مناسب مى داند; 3. جستجوى راههاى موفقیت: علاوه برهمت بلند و تلاش، در بسیارى از موارد کلید حل مشکل بدست ما است. مثلا شخصى که در خانه نشسته واز خدا روزى مى خواهد،دعایش مستجاب نمى شود!یا کسیکه از دست همسرش به تنگ آمده واز خدا فرج وگشایش مى خواهد دعایش مستجاب نمى شود زیرا باز کردن گره بدست خودش است و آن طلاق است. (اگر راه دیگرى نمانده است.)و... 4. اقتصاد در معاش، چنان که على(ع)فرمود: هرکه مراعات اقتصاد کند من ضمانت مى کنم که فقیر نگردد. ; 5.اهمیت ندادن به عشقهاى کذائى 6. راضى بودن به رضاى الهى; 7.سرگرمیهاى سالم همانند سفر پیامبر(ص) مى فرماید: «به سفر بروید تا سالم وتندرست بمانید.» ; 8. توجه به نعمتهایى خداى متعال در اختیار ما قرار داده است. و در مسائل مادى به پایین تر از خود نگاه کنیم نه بالاتر.; 9. مأیوس نشدن از رحمت الهى، خداوند در قرآن مى فرماید: «لاتیأسوا من روح الله انّه لاییأس من روح الله الاّالقوم الکافرون» ; 10. رعایت اعتدال در تمام امور حتى در گوش کردن نوارهاى روضه وعزادارى.متأسفانه عده اى خیال مى کنند علامت حزب اللهى بودن آن است که ساعت ها نوار مداحان مشهور را گوش دهند که البته زیاده روى در این امر موجب افسردگى مى گردد.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1391 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : | نظرات
معجزه خداوند در قرآن کریم باعث شد
 که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود . 
به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است .
دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"

وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید

 ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید.

او بردبار و آمرزنده است ".

زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .

          براون شهادتین را گفت و مسلمان شد



تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391 | 05:44 ب.ظ | نویسنده : | نظرات

رطب و زایمان

« و تنه نخل را تکان بده، رطب تازه را بر تو خواهد ریخت. بخور و بیاشام و به آرامش و شادابی برس...».

آیه خطاب به  مریم مادر عیسی مسیح است که هنگام ولادت حضرت عیسی از مردم فاصله میگیرد و بجای دوری از شهر می رود تا وضع حمل کند و اندوهگین بوده است. خداوند خطاب به وی  می گوید رطب تازه بخورد و توان و آرامش پیدا کند و شادمان بشود.  رطب ثمر درخت خرما پیش از خرما شدن است. و آنچه در تصویر می بینیم مرحله نیمه رطب بودن آنست، و تقریباً 400 نوع درخت خرما وجود دارد که ثمرهای آنها اندازه ها و رنگها و مزه های گوناگون دارد.


در این آیات چند نکته علمی وجود دارد:

 

 1ــ آرامش و شادمانی در رطب. رُطـَب یکی از مراحل ثمر نخل است (قبل از خرما شدن آن). این غذا از میزان  بالائی از  مواد کربوهیدرات برخوردار است و مواد قندی آن به 75 درصد می رسد.

بدن با استفاده از آن انرژی و گرمای بالائی را تولید می کند. رطب میزان بالائی از پروتئینها، ویتامینها و املاح معدنی گوناگونی مانند کلسیوم و سدیم دارد که بدن به آنها احتیاج دارد. و بدن را گرم و شاداب می کند.

و چنانکه میدانیم وضعیت روحی زن هنگام زایش تأثیر زیادی روی راحتی یا سختی زائیدن دارد. بمیزانی که راحت باشد و مشکلاتی نداشته باشد، عمل زایش را راحتر انجام میدهد. و هر چه گرفتاری و ناراحتیهای روحی و گرفتاری داشته باشد عمل زائیدن برای وی سختر میشود.

2ـــ خوردن رطب در آسـتانـه زایـش: درِ رحـم پـیـش از زایـمـان دو و نـیم سانتیمتر مکعب است ولی هنگام زائیدن به بیش از 750 سانتیمتر مکعب میرسد. رطب موادی دارد که باعث انبساط رحم میشود و زایش را آسانتر و راحت تر میکند.

3ـــ رطب احشاء درون روده ها را نرم و تمیز میکند، و این امر باعث راحت تر و آسانتر شدن زایمان میشود.

 4ـــ نوشیدن پس از خوردن: رطب و هر شیرینی دیگری برای اینکه بتواند خوب و سریع حل و جذب بشود، انسان باید پشت سر آن آب بخورد.

5ـــ رطب از جمله مواد غدائی است که خیلی سریع هضم و حل و جذب میشود. رطب از دهان تا تبدیل شدن به انرژی فقط بیست دقیقه طول میکشد.



تاریخ : سه شنبه 23 خرداد 1391 | 06:01 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

        

(آیه نقل قول از لقمان در پند و اندرز دادن به فرزند خود است).


وَاقْصِدْ فِی مَشْیِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحمیر

 

« و در راه رفتن خود میان رو باش و صدای خود را پائین بیاور که آزار دهنده ترین صدای ناخوشایند ، براستی صدای خران است».


نکات آیه:

1ــ پائین آوردن صدا:

صدا و سر وصدای بلند زمانی که پیوسته باشد زیانهای زیادی به بدن و روان انسان وارد می کند که مهمترین آنها عبارتند از:

زیاد شدن ترشح ادرنالین که بنوبه خود از جمله منجر به بهم ریختن عصبی فرد می شود ـــ ایجاد شدن تنشهائی در کارکرد بینی و گوش و حنجره ـــ مبتلا شدن به خیلی از بیماریهای قلبی و خونی از جمله بالا رفتن فشار خون و تصلب شرایین ــــ و تنشهای همراه با احساس سردرد مزمن و احساس فشار و سختی.

2ــ "صدای خران" آزار دهنده ترین صدای جانوران است:

واحد اندازه گیری شدت صدا دسیبل است. شدت صدای پچ پچ و درگوشی میان 10 تا 20 دسیبل است،
صدای ماشین کوچک 70 تا 80 دسیبل، صدای ماشین باری 80 تا 90 دسیبل، صدای هواپیما هنگام کنده شدن از زمین 110 تا 130 دسیبل. پائین ترین صدائی که انسان می تواند بشنود 20 دسیبل است.
هنگامیکه شدت صدا به 45 دسیبل می رسد انسان نمی تواند آسوده بخوابد، نزدیک 85 دسیبل دردهای گوش آغاز می شود. در سر و صداهای نزدیک به 90 دسیبل آدم نمی بایست 8 ساعت بیشتر در آن فضا بماند، در 100 دسیبل نمی بایست بیش از دو ساعت بماند، در 110 دسیبل نمی بایست بیش از نیم ساعت بماند، و به 160 دسیبل که برسد آدم کر می شود.

و شدت صدای ناخوشایند خر که موضوع آیه می باشد بالای 100 دسیبل است. و امروزه انسان در میان جانوران صدای ناخوشایندِ آزار دهنده شدیدتری از صدای خر نمی شناسد و آنچه در آیه آمده مبنی بر اینکه " آزار دهنده ترین صدای ناخوشایند صدای خران است" درست است.

 

( جالب اینکه در1400 سال پیش ،زمانیکه هیچ وسیله تشخیص فرکانس های صوتی

در اختیار نبوده قرآن اینگونه به این نکته علمی اشاره می کند )



تاریخ : سه شنبه 16 خرداد 1391 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5