تبلیغات
شگفتی های قرآن

دشمنی غرب با ادیان آسمانی و به خصوص اسلام، موضوع تازه ای نیست و سالیان سال است که در فیلم های هالیوودی و غیر هالیوودی شاهد تاخت و تاز و توهین آن ها به این دین مقدس و پاک هستیم.

جدیدترین نمونه این توهین ها و هتاکی ها هم ساخت فیلم موهن کارگردان اسرائیلی-آمریکایی است که خشم یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان را برانگیخته و احساسات آن ها را جریحه دار کرده است.
اما در این بین، در بخش دیگری از رسانه های غربی، توهین هایی به خداوند یکتا، ساحت مقدس انبیاء الهی، ائمه اطهار و کتب آسمانی در حال انجام است که چندان به چشم نیامده و از دیده ها پنهان مانده اند. توهین هایی که در بازی های رایانه ای غربی به مقدسات صورت می گیرد، نه تنها خشم و انزجار مسلمانان را به همراه نداشته، بلکه متأسفانه خیلی از این بازی ها زینت بخش اوقات فراغت جوانان مسلمان نیز شده اند!! عدم شناخت و اطلاع مسئولین و خانواده ها از محتوای بازی های رایانه ای و کم اهمیت دانستن این مقوله، باعث شده تا هتاکی ها در این رسانه فراگیر، ادامه یابد و روز به روز شاهد ساخت بازی هایی با سوژه توهین به مقدسات باشیم. باید توجه داشت که غرب در حال برنامه ریزی برای از بین بردن قبح مقدسات در میان جوانان مسلمان است تا نسل بعد (جوانانی که در آینده حاکمیت کشورهای اسلامی را در دست خواهند داشت) نسبت به تعصبات دینی که مانعی جدی بر سر راه نفوذ غرب خواهد بود، بی تفاوت باشند و زمینه نفوذ هر چه بیشتر غرب به ممالک اسلامی و غارت منابع آن ها را فراهم نماید.

خراب کردن مسجد توسط پرندگان خشمگین

به نام علی در لوگوی این بازی توجه کنید.

بازی کالاف دیوتی حدیثی از امام صادق(ع) که در قاب عکس کار شده است

به محل نصب تابلو دقت کنید.

استفاده از درب کعبه در چند نقطه ی این بازی

استفاده از کلمه الله در کف زمین این بازی

به سم کارکتر ها توجه کنید



نام فاطمه زهرا که با زیرکی در این بازی کار شده

این بار در بازی اویل قرآنی که در اتاق یکی از روسای گروه تروریستس وجود دارد

 

به کلمه ی الله زیر پای شخصیت ها توجه کنید

شباهت کفپوش با کفپوش مسجدالنبی

شباهت طراحی بنا با مسجدالنبی



موجوداتی که پس از حل معما الله اکبر می گویند

وباز هم کلمه ی الله در این بازی به وفور یافت میشود

 

استفاده از درب مسجدالنبی در بازی.

 

 

تخریب مسجد در انگری‌بردز!
در نسخه پیشین این بازی(angry birds space) در یکی از مراحل آن، گیمر مجبور است، به موانعی حمله کند که شباهت بسیاری به برج میلاد در تهران و همچنین نقشه کشور ایران دارد.
اما این پایان خصومت سازندگان این بازی نبود و این بار و در نسخه جدید این بازی (rovio mobile ltd ver: 2.2.0)، کاربر موظف است به تخریب موانعی که شباهت خاصی به مساجد و اماکن مذهبی مسلمانان دارند، بپردازد. کاربر برای رسیدن به اهداف بازی باید بارها و بارها مسجدی را خراب کند.

کاربر به‌ویژه کودک و نوجوان زمانی که بیشترین ساعت را صرف این بازی می‌کند در ضمیرناخوداگاهش این مرحله از بازی شکل می‌گیرد. همه ما می‌دانیم که استکبار جهانی از مسجد و امکان معنوی مسلمانان به عنوان مراکزی برای نمایش اتحاد مسلمانان می‌ترسند. خداوند در سوره توبه، آیه 18 می‌فرماید: «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَلَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَئِکَ أَن یَکُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ؛ مساجد خدا را تنها کسانى آباد می‌‏کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‏‌اند پس امید است که اینان از راه‏یافتگان باشند.»

دشمن می‌داند که از کجا وارد شود و بتواند بر کاربران تأثیر خود را بگذارد و قطعا با به روز کردن نسخه‌های جدید پرندگان خشمگین و قرار دادن موضوعاتی همچون تخریب مساجد، کودکان و نوجوانان مسلمان را به نوعی عادت می‌دهد تا این موضوع در ضمیرناخوداگاه‌شان ثبت شود و در دوره زمانی خاص، علیه خود مسلمانان استفاده کند و دیگر کودکان جهان را از هم‌اکنون از اسلام می‌ترساند.

 

 



                                      و در آخر خودتان قضاوت کنید.


ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 18 بهمن 1392 | 09:55 ب.ظ | نویسنده : | نظرات
 

پیامبر اكرم (ص) :  

وضو كلید نماز و نماز كلید بهشت است .

گل
 
 
اسرار علمی وضو
یا ایَّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اِذا قُمتُم اِلَی الصَّلاةِ فَاغِسلُوا وُجوهَکُم وَ اَیدِیَکُم اِلَی المَرافَِقِ وَ امسَحُوا بِرُووُسِکُم وَ اُرجُِِلُکُم اِلَی الکَعبَینِ.
ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که به نماز می ایستید صورت و دست ها را تا آرنج بشویید و سر و پا ها را تا مفصل مسح کنید.المائده/6
اسرار علمی وضو

باز هم پیشرفت های شایان علمی ،از یکی دیگر از جنبه های اعجاز قرآن پرداشته و آن فلسفه ی وضو از نظر علم پزشکی  اگر چه به طور قطع وضو در اسلامی نوعی عبادت محسوب می شود اما همانند بسیاری ازدستورات  دیگر از قبیل روزه ،غسل نماز صبح و . حاوی نکات طبی فراوانی

وضوباعث مقابله  بابیماریهای  قارچی می شود

همان طور که می دانیم برخی بیماری ها تظاهراتشان از پوست شروع می شود. مثلاًبرخی بیماری های قارچی، پوست نواحی چین دار بدن مثل کشاله ران، زیر بغل، لابه لای انگشتان و... را درگیر می کنند که با مسح صحیح حد فاصل انگشتان می توان به نوعی از ایجاد و یا پیشرفت بیماری پیشگیری نمود و به همین ترتیب مسح سرنیز نمی تواند توجّه انسان را به ضایعات دیگر خصوصاً عفونت ها جلب نماید و انسان را برای رفع آن ها آگاه سازد.

پاها و سرانسان (در خانم ها) بر خلاف دست و صورت، از اعضایی هستند که اکثر اوقات شبانه روز در زیر پوشش پنهان هستند و معمولاً افراد توجّه کمی به آن ها دارند.

حال وجوب مسح سر و پافرصتی است برای برداشته شدن پوشش ها تا این قسمت ها در معرض تماس با آب پاکیزه و بهداشتی قرار گرفته و علاوه بر زدودن آلودگی ها و تعریق نوعی شادابی و لطافت را به ارمغان آورد.

نکته جالب این که دسته ای  از میکروب ها به نام ارگانیزم های بی هوازی هستند که در محیط دارای اکسیژن رشد می کنند و حتی در برخی موارد اکسیژن اثر درمانی در سرکوب آن عوامل دارد و همان طور که می بینیم، در وضو ضمن تماس اندام ها با آب، در معرض اکسیژن هوا نیز قرار می گیرند که این می تواند مانع رشد میکروب های بی هوازی گردد.

بنابراین، بهداشت پوست در درجه اوّل بر نظافت و شستشوی بدن به ویژه قسمت های باز آن متمرکز است و نظافت مستمر پوست برای بازماندن سوراخ های غدد عرق و چربی امری حیاتی است؛

طوری که لازم می شود هر فرد روزانه چندین بار دست وصورت خود را بشوید که وضو به طور کامل این ها را در بر می گیرد.

وضوباعث بهداشت پوست و مومی شود


افزون براین که وضو آثار خواب و کسالت را از بین می برد و قلب را برای قیام در پیش گاه خدا نور و صفا می بخشد.واقعاً، اگر از دیدگاه بهداشت پوست، وضو را بررسی کنیم در می یابیم که این دستور عبادی اسلام، سمبلی از پاکیزگی جسم و جان از فرق تا قدم می باشد و به عنوان عاملی در نظم دهی به بهداشت شخصی افراد است.

 امام رضا (علیه السلام) فرمودند:خداوند فرمان به وضو داده و نماز را با وضو شروع کرده است تا این که بنده به هنگام ایستادن در پیشگاه خدا و مناجات با او، طاهر و پاک و مطیع او امر او و از پلیدی ها و نجاسات پاک باشد؛عواملی عفونی مختلف اعم از باکتری، ویروس و انگل ها می توانند باعث ابتلای انسان به انواع بیماری های گوارشی شوند.

یکی از راه های مهم بسیاری از بیماری های عفونی، مدفوعی- دهانی است که به عبارتی ساده و همان طور که از نام آن پیداست، عوامل عفونی و آلودگی ها پس از اجابت مزاج روی دست باقی مانده و بعد از طریق دهان (مثلاً ضمن غذا خوردن) وارد بدن شده و ایجاد بیماری می نمایند.

بنابراین پیشگیری از ابتلا به بسیاری از بیماری های گوارشی که از این راه ایجاد می شوند، ضرورت دارد و دست و صورت انسان که غالباً در معرض کثافات و میکروب های مختلف می باشند، لازم است در روز به واسط وضو چند مرتبه ای شسته شوند.

جالب این که امروزه در تمام ممالک یکی از اولین اصول بهداشتی که جهت مقابله با عفونت های گوارشی به افراد آموزش داده می شود، نظافت دست ها پس از اجابت مزاج و قبل از غذا خوردن است که می توان مقارن شدن اوقات نماز که لازمه آن داشتن وضو است، با وعده های معمول غذایی (صبح، ظهر و شب) و یا سحر و افطار در ماه مبارک رمضان، سبب می شود که شخص نمازگزار موقع وضو گرفتن،دست ها را شسته و هرگونه عامل بیماری زا را از دست ها خود دور نماید و راه ورود میکروب ها را قطع کند.

 باعث بهداشت دهان و دندان میشود

امام علی (علیه السلام) فرمودند:

و المضمضة و الاستنشاق بالماء عندالطهور طهور للفم والانف

شستن دهان و بینی هنگام وضو و غسل ، پاک کننده دهان و بینی است.

دهان انسان را برخی قلب دوم بدن نامیده اند و توجّه به این نکته که چنانچه محیط دهان فردی تمیز و پاکیزه باشد آن فرد از ابتلا به بسیاری از بیماری ها در امان است، این نام گذاری را بسیار مناسب جلوه می دهد.

عفونت های دهان و دندان به ویژه در کودکان، نقش مهمی در ایجاد و بیماری های روماتیسمی دارد و نقش دندان ها در حفظ زیبایی و قدرت جویدن و صحبت کردن به خوبی مشخص است و حتی نبودن دندان های سالم و زیبا برای بانوان و دوشیزگان (به خصوص) اثرات روانی فراوانی بر جای می گذارد؛

چرا که در کتاب های علمی و روان پزشکی می خوانیم: نیمی از زیبایی بشر منوط به صورت و و از این مقدار 3/2 آن مربوط به دهان و دندان هاست

بنابرین، رعایت بهداشت دهان و دندان و پیشگیری از بیماری های مختلف آن، از جمله پوسیدگی دندان ها و بیماری های لثه و بافت های اطراف آن ها (پریودنتال)[12] و... امری مسلم است که قرن ها قبل بسیار جالب مولا علی (علیه السلام) آن را بیان داشته و در احکام وضو نیز بدان تأکید شده است؛

چرا که شستن چند بار دهان و دندان ها در طول روز باعث طهارت آن نواحی شده و اثر بسیاری در پیشگیری عفونت های مربوط و همچنین نواحی مجاور دارد.

 باعث جلوگیری  از بیماری های تنفّسی و حسّاسیت هامیشود

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

لیبالغ احدکم فی المضمضة ولاستنشاق فانه غفران لکم و منفره للشیطان؛مقدار آب درمیان دهان (استنشاق) قرار دهید و سپس خارج کنید و در این کار جدیت و مبالغه کنید که باعث رحمت و آمرزش می گردد و شیطان (میکروب) رااز شما دور می سازد.

یکی از راه های عمده انتقال عفونت های تنفّسی و یا بسیاری از عفونت های دیگر، بینی است.

یعنی استنشاق میکروب از راه بینی یک روش عمده انتقال بسیاری عفونت هاست؛ خصوصاً در فصل سرما به علت تجمع نزدیک به هم افراد در محیط های بسته که سبب شرایط مناسبی جهت انتقال عفونت ها از همین راه می شود و بیماری امکان شیوع بیشتری می یابد و به همین علت در فصل سرما شایع ترین علل مراجعه بیماران چه خردسال و چه بالغین به مراکز درمانی و کلینیک ها، سرماخوردگی است که عمده انتقال بیماری از راه بینی است.

حال با توجّه به فرمایش گهربار پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و همچنین بسیاری از مسایلی که در باب احکام وضو آمد(و به دلیل گستردگی از ذکر آن ها خودداری می شود) چند مرتبه چشیدن آب و نیز استنشاق و حتی شستن قسمتی از درون بینی هنگام وضو، توصیه شده است.

یکی از مهم ترین راه های جلوگیری از انتقال عفونت های تنفسی و یا به عبارت ساده تر، اولین سدّ دفاعی بدن در مقابل این عفونت ها، مژک هایی هستند که در مخاط بینی وجود دارند و با تماس هوای آزاد (هنگام دم[) مرطوب می شوند و به عنوان مانعی در عبور میکروب ها و مواد زاید به دستگاه تنفسی عمل می کنند.

بنابراین، همان طور که مشخص شد مواردی که در حین وضو مورد توصیه مؤکد اسلام قرار گرفته و در بیان گهربار معصومین (علیه السلام) مکرر آمده، یک راه بسیار مهم در پیشگیری از بسیاری عفونت ها و حساسیت ها و... می باشد.

لازم به ذکر است اگر بخواهیم تمام ابعاد بهداشتی وضو را بحث نماییم، حجم وسیعی را می طلبد که ما جهت رعایت اختصار فقط به چند مورد اشاره نمودیم و در قسمت بعد اعجاز علمی و اسرار این فریضه بسیار مشخص می گردد.

همچنین، ما در این جا اشاره ای به مسایل و احکام وضو از قبیل مسواک زدن قبل از آن، با آب سرد وضو گرفتن و... نمودیم که تمام این ها از نظر علمی حاوی نکات بهداشتی فراوانی است.

 

*.وضو از نظر نوروفیزیولوژی (فیزیولوژی سیستم عصبی)[17]

فیزیولوژی (تن کارشناسی) دانش مربوط به نقش ویژه اعضا و قسمت های مختلف بدن موجودات زنده است که شامل مطالعات در زمینه های گوناگون می باشد.

مثلاً، فیزیولوژی تخصصی به مطالعه گروه خاصی از حیوانات مثل پستان داران یا حشرات می پردازد و یا فیزیولوژی سلول (یاخته) به مطالعه علمی پدیده هایی که در رشد و ابقا سلول، نظم خود به خود و تقسیم سلول ها دخالت دارد، می پردازد.

یکی از جالب ترین شاخه های فیزیولوژی، نوروفیزیولوژی می باشد که در واقع به مطالعه سیستم عصبی می پردازد و همان طور که می دانیم سیستم عصبی از نظر وسعت و پیچیدگی اعمال کنترلی که انجام می دهد، منحصر به فرد است.

این سیستم، میلیون ها قطعه خبر را از اندام های حسی مختلف دریافت و سپس تمام این اطلاعات را با هم جمع ساخته تا جوابی را که باید توسط بدن داده شود، تعیین کند.

حال می خواهیم بدانیم، اعجاز علمی دستور قرآن در چگونگی وضو ساختن چیست؟

مقایسه سیستم عصبی با یک کامپیوتر الکترونیک

هنگامی که کامپیوترهای الکترونیک در آزمایشگاه های مختلف توسط دانشمندان ساخته شد، معلوم گردید که تمام این دستگاه ها دارای مدارهای ورودی قابل مقایسه با بخش حسی سیستم عصبی و مدارهای خروجی قابل مقایسه با بخش حرکتی سیستم عصبی هستند.

در مسیر هدایتی بین مدارهای ورودی و خروجی، مکانیسم هایی برای انواع مختلف محاسبات قرار گرفته اند. بنابراین از دیدگاه علم فیزیولوژی، مغز انسان را می توان یک رایانه پیشرفته دانست که دارای مسیرهای ورودی (همان راه های حسی)، بخش ذخیره اطلاعات (حافظه)، بخش تحلیل اطلاعات و نتیجه گیری (تفکر)]و مسیرهای خروجی (راه های حرکتی) می باشد که به طور مداوم، اطلاعات حسی از سراسر بدن را جمع آوری نموده و این اطلاعات را همراه با اطلاعات انبار شده برای محاسبه مسیر روزانه فعّالیّت بدنی مورد استفاده قرار می دهد.

به عبارت ساده تر، اطلاعات بینایی، چشایی، شنوایی، لامسه و غیره از طریق راه های حسی وارد مغز شده و در حافظه ذخیره می شوند و یا مورد تحلیل قرار می گیرند؛

آن گاه فرامین خروجی از طریق راه های حرکتی به اعضاء منتقل می گردد و اعضاء را منجر به عمل می سازند.

بنابراین، حس هر قسمتی از بدن انسان به قسمت خاص و مشخصی از قشر خاکستری مغز ارسال می شود و می توانیم آن ها را به عنوان یک آدمک متناظر با خود انسان در نظر بگیریم.

حال، این سؤال پیش می آید که این آدمک چیست و اصولاً چه ارتباطی میان آن و وضو نهفته است؟

آدمک حسی[27] مغز انسان

همان طور که گفتیم، کنترل حواس و حرکات قسمت های مختلف بدن، در نواحی مخصوصی از قشرمغز متمرکز است.

اگر نقشه قشر مغز را تصوّر کنیم، نشان می دهد که مغز انسان به حدود 5ناحیه مجزا موسوم به نواحی برودمن براساس اختلافات ساختمان بافتی تقسیم شده است واهمیت آن بسیار زیاد است؛

چرا که توسط نور و فیزیولوژیست ها و نرولوژیست ها (متخصّصین مغز و اعصاب) برای رجوع دادن به نواحی عملی مختلف مغز انسان مورد استفاده قرار می گیرد.

همچنین معلوم شده است که دو ناحیه مشخص و مجزا جهت تصویر شدن بدن در ناحیه حس پیکری مغز وجود دارد (ناحیه I و ناحیه II) که اهمیت ناحیه حسی پیکری I در اعمال حسی بدن بسیار زیاد است.

این ناحیه در نواحی 1 و2و3 برودمن قرار گرفته است و یک وضع قرار گرفتن فضایی مشخص در این ناحیه برای دریافت سیگنال های عصبی از مناطق مختلف بدن وجود دارد که قسمت های مختلف بدن در آن جا تصویر می شود.

این ناحیه همان آدمک حسی مغز (شکل 1) است که می توان آن را متناظر با خود انسان در نظرگرفت که اولین بار در سال 1954 میلادی شناخته شد.

ارتباط آدمک حسّی مغز با وضو

طبق کشفیات جدید در نوروفیزیولوژی، تحریکات حسی میزان هوشیاری انسان را بالاتر برده و خواب آلودگی، کسالت و گیجی را از بین می برد.

به عنوان مثال، شخصی که در خواب عمیق به سر می برد با صدازدن یا حرکت دادن (تکان) او می توان بیدار نمود.

از طرفی هر چه پیام های حسی بیشتری به مغز ارسال گردد، اثر هوشیار کنندگی آن بالاتر می رود و به عبارت ساده تر، هرچه سطح بیشتری از قشر مغز یعنی بخش وسیع تری از آدمک حسی تحریک شود، هوشیاری بیشتری بدست آمده و قدرت توجّه و تمرکز انسان بیشتر می شود.

حال اگر به نقشه آدمک حسی (شکل 1) بنگریم، متوجه می شویم پاره ای از مناطق بدن بوسیله نواحی بزرگی از قشر حسی نشان داده می شوند؛

طوری که لب ها بزرگ ترین ناحیه را اشغال می کنند و بعد از آن ها صورت و انگشت شصت دست قرار دارند؛

در حالی که سراسر تنه و قسمت های تحتانی بدن بوسیله نواحی نسبتاً کوچکی نشان داده می شوند.

جالب این که، وسعت این نواحی نسبت مستقیم با تعداد گیرنده های حسی تخصص عمل یافته در ناحیه محیطی مربوطه بدن دارد.

به عنوان مثال، تعداد زیادی انتهاهای عصبی تخصص عمل یافته در لب ها و شست یافت می شوند؛ در حالی که فقط معدودی گیرنده در پوست تنه وجود دارند.

عجز و ناتوانی علم جدید

همان طور که در شکل 1 دیدیم و در بالا بیان شد، نواحی حسی برای دست و قسمت های دهان و اطراف آن بسیار گسترده اند؛

در حالی که نواحی قشری برای دریافت حس های تنه و پشت کم هستند. بنابراین، با توجّه به نقشه آدمک حسی، روشن است که وقتی در جریان وضو، داخل دهان، صورت، ساعدها، کف دست ها، جلوی سر و روی پاهای آدمک حسی تحریک شوند؛

قسمت اعظم قشر حسی تحریک می شود و هوشیاری به سطح بالایی می رسد؛ در حالی که فقط چیزی حدود 20درصد از سطح بدن مرطوب شده است و اگر شخص به جای وضو، کل بدن خود (یعنی 5برابر مساحت وضو) را می شست، چیز زیادی بر تحریک ناشی از وضو، افزوده نمی شد.

به عبارت دیگر اگر برنامه وضو به گونه فعلی نبود و مناطق دیگری از بدن شسته می شدند؛ چنین اثری به دست نمی آمد.

 وضو با مرطوب کردن 20 درصد از سطح بدن، تقریباً کار مرطوب کردن تمام بدن را انجام می دهد واین موضوع واقعاً یک معجزه است؛ یعنی 20درصد در مقابل 80درصد!

در حقیقت شرع مقدس اسلام خواسته است با سهل ترین عمل و کمترین زحمت، بیشترین اثر حاصل شود که همانا نشاط و توجّه کافی برای به جا آوردن نماز است و آن هم با بهترین شیوه تحریک حسی به منظور تولید نشاط، یعنی آب که هم بی خطر بوده و هم بهداشتی است و به علاوه از لحاظ روانی هم خویشاوند است.

علاوه بر اصل وضو که به عنوان یک واجب الهی می باشد، برخی مستحبات آن نیز با اصول علمی مطابقت دارد.

 

 مستحبات وضو و اصول علمی

1- وضو گرفتن قبل از خواب:

 مسلماً در ابتدا ممکن است به نظر می آید که تحریکات حسی به علت بالابردن توجّه و هوشیاری انسان، مانع خواب شود؛

امّا ما با جدیدترین اصول علمی سخن می گوییم و از نظر بزرگ ترین دانشمندان بهره می گیریم.

از نظر صاحب نظران رشته روان پزشکی،جهت بهداشت صحیح خواب و داشتن خوابی راحت، باید اصولی را رعایت نمود که از جمله آن ها، دوش گرفتن ملایم هر شب قبل از رفتن به رختخواب است و جالب این که در ادامه تأکید می شود، این روش هر شب تکرار گردد.

بنابراین، برای دست یابی به یک خواب راحت و آرامش بعد از آن، دوش گرفتن و استحمام شبانه (قبل از خواب) مفید است که وضو می تواند جای آن را بگیرد.

2- وضو گرفتن قبل از مطالعه:

در بسیاری از روایات معصومین (علیهم السلام) و دستورات و احکام اسلامی به این نکته اشاره شده و توصیه های فراوانی نیز گردیده است.

از لحاظ توجّه و تمرکز و افزایش هوشیاری در قسمت های قبل بحث شد؛ امّا به (شکل 2)نگاه کنید.

این شکل به شرح سازمان بدنی مناطق حرکتی قشر مغز می پردازد و می بینیم که نواحی مرتبط با وضو، بیشترین وسعت را در قشر حرکتی مغز دارند و هر چه تحریک این قشر هم بیشتر باشد، خواب آلودگی و کسالت از انسان دور می شود.

3- وضو گرفتن با آب سرد:

تجربه نشان داده و از نظر علمی نیز به تأیید رسیده است که آب سرد نسبت به آب گرم قدرت تحریک حسی بیشتری دارد.

4- خشک نکردن اعضاء بعد از وضو:

 به علت تماس طولانی آب با سطح بدن، مدت تحریک حسی طولانی تر شده و تحریک حسی تقویت می شود.

آنچه گذشت فقط اشاراتی جزئی بود براین ادعا که کیفیت وضو با تحقیقات علمی جدید انطباق دارد و اگر بخواهیم به تمام نکات و ظرافت های علمی آن اشاره نماییم، مثنوی هفتاد من کاغذ می گردد ولی همین قدر می توان بگوییم که در طراحی وضو، تحریک بهینه قشرحسی مغز (شکل 1) و همچنین مناطق حرکتی قشر مغز (شکل 2) مدّنظر بوده است و این خود نشان دهنده یکی از جنبه های اعجاز علمی قرآن کریم است؛ چرا که آیه وضو خود از جانب طراح قشر حسی مغز صادر شده است.

اولین کاشف آدمک حسی (اسرار علمی وضو در روایات)

همان طور که گفته شد آدمک حسی در سال 1954 میلادی یعنی حدود 48سال قبل شناخته شد؛

امّا غافل از این که قرن ها قبل از این کشف بزرگ، پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) از آن مطلع بوده اند.

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

من توضا فذکر اسم الله طهرجمیع جسده؛

هرکس به هنگام وضو ساختن ذکر خدا را بگوید، تمام بدنش پاک گردیده است.

همان طور که می دانیم، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) در این بیان شیوا و جالب اشاره به این نکته دارند که با وضو گرفتن (مرطوب کردن 20درصد سطح بدن) گویی تمام بدن را شستشو داده ایم و این نکته در قسمت های قبل به تفصیل شرح داده شد.

همچنین امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

من ذکر اسم الله علی وضوئه فکانما اغسل؛هر کس ذکر خدا را به هنگام وضو بگوید، مانند این است که غسل کرده باشد.

بنابراین، اولین دانشمندان بشری که از ساختمان سیستم عصبی و قشر مغز آگاهی داشته اند، پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام) بوده اند که در قرن ها قبل با بیاناتی بسیار جالب بدین موضوع اشاره نموده اند.

 

صاحب نظران می گویند:

مطابق این آیه باید به دنبال هر خواب، برای خواندن نماز وضو گرفت؛ چرا که به استناد روایات، استنباط فقهای شیعه از برخاستن برای نماز، برخاستن از خواب است.

در این آیه به طیّبات توأم جسمی و روحی یعنی نماز، وضو و پاکیزگی پرداخته شده است؛ چرا که در اثر تغذیه و آمیزش و سوخت و سازدایمی بدن، عرق همراه با مواد زهرآگین از سوراخ های ریز پوست خارج می شود.

هنگامی که صورت و دست و پا از عرق خیس شد، موادآلوده به علت مرطوب بودن، با آلودگی های هوا نیز آمیخته می شوند.

پس بهترین راه برای زدودن آلودگی از چهره دست و پا، شستن آن ها روزی چند نوبت است.

بنابراین وقتی که ما روزی چندبار برای نماز وضو می گیریم، گذشته از زدودن آلودگی، به اعصاب و کل عضلات بدن آرامش می دهیم و خستگی و کسالتی را که در اثر کار روزانه و سستی خواب به ما دست می دهد، از بین می بریم و به چهره خود نشاط و روشنایی و شادابی می بخشیم و خود را آماده زدودن آلودگی های روحی و قلبی می کنیم؛

چون همان طور که چند نوبت وضو گرفتن در روز، بدن را از آلودگی های جسمی دور می سازد، کسانی که براستی نماز را با توجّه و حضور قلب می خوانند، دارای چهره ای پاک و نورانی و رفتاری آرام و باوقارند

  از نظر فقهای اهل سنت، «إلی المرافق» بیان گر نحوه شستن است؛ به این معنی که باید دست ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشوییم ولی از نظر فقهای شیعه، این آیه بیان گر حدود شستن دست است؛

چرا که اگر تنها می گفت، دست هایتان را بشویید، چنین متبادر می شد که دست ها را تا مچ بشویید؛ از این رو برای رفع این توهّم فرمود: «إلی المرافق» یعنی تا آرنج ها.

درست مانند این که شخصی از کارگرانش بخواهد که دیوارهای اتاق را از پایین تا یک متر بشویند.

مسلماً این بدان معنی نیست که کارگران باید شستشو را از پایین به طرف بالا انجام دهند؛ بلکه منظور این است که باید این مقدار شسته شود و از آن جا که طبق روایات، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه اطهار (علیهم السّلام) دست ها را از بالا به پایین می شسته اند، ماشیعیان نیز به سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و اهل بیت (علیه السلام) دست ها را از بالا به پایین می شوییم؛

افزون بر این که آب از بالا به پایین بهتر جریان می یابد و موافق با جهت خواب موهای دست است.

باید افزود که «إلی» در ادبیات عرب گاهی به معنای «با» است و تمام فقها چه شیعه و چه سنی (به جز یک نفر)، شستن آرنج ها را با شستن دست واجب می دانند.

در مورد مسح، چون حرف «باء» تبعیض بر سر «رؤسکم» آمده است، فقهای شیعه تنها مسح قسمتی از سر را واجب می دانند و می گویند بهتر است که با سه انگشت باشد.

بسیاری از فقهای اهل سنت پاها را عطف بر دست و صورت کرده و می گویند: پاها باید شسته شوند؛

امّا فقهای شیعه به دلیل همجواری «أرجل» با «رؤس» پاها را عطف بر سر می دانند و قایل به وجوب مسح سر و پا هستند.

البته برخی از علمای اهل سنت مانند حسن بن إبی الحسن البصری، محمّد بن جریر و ابوعلی الجبایی قایل به تخییر میان شستن و مسح کردن می باشند و از جماعتی از اصحاب و تابعان مانند إبن عباس، عکرمه، انس، أبی العالیه و شعبی روایت کرده اند که آنان نیز قایل به مسح پا بوده اند.



تاریخ : یکشنبه 13 بهمن 1392 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : | نظرات


خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ
(انبیا 37)

«انـسان از عجل  آفریده شده است آیات خود را "درآینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بی تابی نکنید» انبیا 37.

 

دکتر فرانسیس کولینز یکی از بزرگترین متخصصان ژنتیک در دنیا که هشت سال قبل به همراه Craig Venter توانسته بود رمزهای DNA را کشف کند به وجود خدا ایمان آورد!
کولینز 56 ساله در مصاحبه با تایمز گفت: سی سال آته ئیست بودم. اما اکنون به وجود خدا اعتقاد دارم.
وی افزود: در مورد وجود خدا یک زیرساخت واقعی وجود دارد و علم انسان را به خدا نزدیکتر هم می کند.

این دانشمند مشهور آمریکایی با ذکر اینکه به معجزات و فرشتگان اعتقاد دارد افزود: " هنگامی که در آزمایشگاه مشغول کار بودم خدا را حس می کردم. قطعا قدرتی بالاتر از ما هست و من به آن اعتقاد دارم. کشف رمز دی.ان. آ مرا به خدا اندکی نزدیکتر کرد. بارها دیده ام بیمارانی را که از درمان درمانده اند. علم از علاج آنها قطع امید کرده بود. اما دیدم که آنها به صورت معجزه وار به زندگی برگشته اند. این کار خداست.

به نقل از روزنامه وطن دکتر کولینز که اعتقاد دارد کشف رمز ژن باعث اعطای یک فرصت به وی برای شناخت خدا بوده است اضافه کرد: " هنگامی که به یک کشف مهم می رسید لحظات زیبایی را تجربه می کنید. چرا که درباره آن موضوع تحقیق کرده و به آن رسیده اید. چیزی که من کشف کرده بودم طوری بود که تا بحال هیچ انسانی آنرا کشف نکرده بود.در حالی که خدا هر زمان آنرا می داند!"

دو محقق معروف با کشف رمز DNA علم را وارد گستره وسیعتری کردند. اهمیت این اکتشاف به حدی بود که بیل کلینتون و تونی بلر به طور همزمان آنرا به تمام دنیا اعلام کرده بودند


از نظر علمی :

 DNA ها یا دئوکسی‌ریبونوکلئیک‌اسید  واحد هایی در مرکز هر سلول هستندکه حاوی اطلاعات ژنتیکی سلول ها هستند و در مرکز سلول ها وجود دارند و سلول با

استفاده از اطلاعات DNA  به ادامه فعالیت های خود می پرزد.

DNA هاساختار پروتئینی دارند و حاوی ژن ها هستنداز لحاظ شیمیایی نیز DNA  پلی مریطولانی با واحد هایی نوکلئوتیدی است و با اتصال ستون هایی از فسفات تشکیل شده است.
یک مولکول DNA  ممکن است از میلیون هانوکلئوتید تشکیل شده باشد.و مانند نردبان پیچ خورده ای است که به وسیله بازها به هم متصل شده است.


ساختار DNA  توسط فرانسیس کریک و جیمزواتسون در سال 1953 کشف شد و این دو در سال 1962 به خاطر این کشف موفق به دریافتجایزه نوبل شدند.

از دیدگاه قرآن :

سلول بدون DNA هیچ عملکردی ندارد و عملا مرده است در سوره انبیا آیه 37 به این موضوع اشاره شده است:

خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیكُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿۳۷﴾ (انبیا 37)

«انـسان از  عَـجَـل  آفریده شده است. آیات خود را "درآینده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ایـن بیتابی نکنید».

نكات آیه

1. انسان در آینده خواهد دید كه از چه آفریده شده است


این كه خداوند می گوید: «آیاتم را به شما نشان خواهم داد» به این معنی است كه انسان روزی خواهد دید (یعنی با چشم خواهد دید) كه از چه یا چگونه آفریده شده است. و این چیزی است كه امروزه تحقق یافته است. امروزه انسان با كمك میكروسكوپ می‌بیند كه سلول ها از چه و چگونه آفریده می شوند و چگونه زندگی می كنند.

2. انسان از عَجَل آفریده شده


واژه «عَجَل» به معنی اسمی و وصفی در اصل به معنی: «شتاب و شتاب‌دهی» است. بعد در معنی دوم خود به طور ضمنی و تلویحی به یك سری از
مواردی ‌كه به نوعی و به نحوی كار را شتاب می بخشند اطلاق شده است. مانند:
«گل و لای بد بو (كه اشاره ضمنی بوده به: «با شتاب و زودتر رد شدن» از محل مزبور)ــ برآمدگی كنار درخت خرما كه با آن بالا می روند ــ دولاب ــ چرخ چاه ــ چوب های به هم پیوسته رخت‌آویزــ چوب سر چاه ــ چرخ ــ زنجیرــ پله ــ بسته طناب مرتب جمع شده».

هر سلولی مولكول های DNA در بردارد. DNA (مخفف desoxyribonucleicacid) ماده شیمیایی است كه ژن را تشكیل می دهند. ژن ها اطلاعات توارثی را در بردارند و هویت های جدید را می آفرینند و آفرینش پدیده را هدایت می كنند. این مولكول شیمیایی موسوم به DNA از دوتا زنجیر درست شده كه به وسیلة بازها به هم مرتبط می شوند، طوری ‌كه دو مارپیچ شكل می گیرد. تصور و رسمی كه انسان از آن ها دارد در 3 مورد مانند عجل می مانند. یكی در «زنجیرواری» آن ها، دیگری در «پله واری» آن ها، و سومی این كه مانند «بسته طناب منظم چیده شده» می مانند».



تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 10:23 ب.ظ | نویسنده : | نظرات
 
هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981 میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرنسه منتقل کند.
جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان

باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.


حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898 میلادی و تقریبا در حدود 200 سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟!

« و بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم. فرعون و سپاهیان وی بیدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتی که داشت غرق میشد



تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 10:21 ب.ظ | نویسنده : | نظرات
 

چندی پیش تیمی از دانشمندان آمریكایی دریافتند كه برخی از گیاهان استوایی فركانس هایی مافوق صوت از خود صادر می كنند كه به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است.

دانشمندان حدود سه سال به تحقیق ومطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند و سرانجام دریافتند كه این پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صدمرتبه در ثانیه تكرار می شوند.

یك تیم آمریكایی این آزمایش را در برابر یك گروه علمی در انگلیس انجام دادند كه در بین این گروه، یك دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی از این مساله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت: مامسلمانان این مساله را در 1400 سال پیش تفسیر كرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار كردند كه آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قرآن را قرائت كرد: «و هیچ موجودی نیست جز آن كه او را به پاكی می ستاید ولی شما ذكر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است

زمانی كه اسم جلاله «الله» بلند شد، پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور «ولیام براون» مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح كرده و یك جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطا كرد. براون شهادتین را گفت و مسلمان شد



تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 10:20 ب.ظ | نویسنده : | نظرات

 

    نظریه‌ی نسبیت و محاسبه‌ی سرعت نور با نگرش مِصداقی به آیه‌ی 4 از سوره‌ی معارج

یكی از مصادیق «آیه‌ی 4 از سوره‌ی معارج»، که منطبق با «نظریه‌ی نسبیت» و هم مشخص کننده‌ی سرعت نور است، در 1400 سال پیش، توسط وحی در قرآن‌عظیم آمده است:

﴿تَعْرُجُ الْمَلَئكةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فى یَوْمٍ كانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْف سنَةٍ

فرشتگان و روح (فرشته‌ی مخصوص) به سوى او عروج مى‌كنند، در آن یك روزى كه مقدارش برای انسان دنیایی، پنجاه هزار سال است.

در این آیه گفته شده است وقتی فرشته‌ها حرکت می‌کنند برای آن‌ها یک روز زمان می‌برد، ولی برای انسان‌ها و به حساب آن‌ها پنجاه هزار سال طول می‌کشد!

حال، این سوال پیش می‌آید، چرا در آیه‌ی فوق به 000ر50 سال اشاره كرده است؟

فرشتگان  اگر با سرعت نور حركت كنند، 000ر50 سال در كهكشان راه شیری در حركت هستند و این كهكشان می‌تواند جزو یكی از هفت آسمان‌های عرش خداوند متعال باشد

حال ممکن  است  این  سوال پیش  بیایید که  چرا فرشته ها باسرعت نور  درحرکت  اند؟

چون طبق آیات قرآن‌كریم، آفریده‌های عاقل، توسط پروردگار عالم، سه دسته‌اند:

1-انسان، که از جنس خاک است؛ 2-جن، که از جنس آتش است؛ 3-فرشتگان، که از جنس نور هستند

بخاطرهمین حرکت  فرشتگان باسرعت  نور سنجیده  میشودچون  از  جنس  نورهستند

سرعت فرشتگان (سرعت محاسبه شده از طریق آیه‌ی 4 سوره‌ی معارج) تقریباً برابر سرعت نور است؛ یعنی، یک مقدار ناچیز کم‌تر از سرعت نور است که آن‌هم به قولی می‌تواند به این دلیل باشد که فرشته یک وجودی دارد و جرم‌اش صفر نیست! این موضوع، اعجاز عجیب و بسیار دقیق و شگف‌انگیز است که در 14 قرن پیش رخ داده است! و از طریق وحی و معجزه‌ی جاویدان قرآن‌مبین برای ما به ارمغان گذاشته شده است.

ا جابه‌جایی فرمول، سرعت فرشتگان بر اساس انبساط زمان به دست می‌آید:

V2= C2×(1-T’2/T2)                                                                                    

v برابر سرعت فرشتگان، c سرعت نور، T’ زمان حركت فرشتگان، T زمان حركت آدمیان در دنیا است.

یك سال قمری، حدود 354 روز است؛ یعنی، میزان اختلاف زمان ما (000ر50 سال) با یک فرشته (یك روز) در حال حرکت برابر 50000×354= 17700000 روز است. پس اعداد را در فرمول جایگزین می‌کنیم:

V2=C2×(1-T’2/T2)

V2=C2×(1-12/(50000×354)2)=C2×(1-12/(17700000)2)

V=C×0.99999999999999840403460052985924

ضریب به دست آمده (0.99999999999999840403460052985924) نزدیك عدد «یك» است و در نتیجه سرعت فرشتگان تقریباً برابر با سرعت نور است (V≈C).

 نظریه‌ی نسبیت

طبق نظریه‌ی نسبیت، وقتی جسمی سرعت بسیار بالا، نزدیك به سرعت نور بگیرد، زمان برای او به نسبت ما کند احساس می‌شود و در دید ما خیلی طول می‌کشد. سرعت جهانی نور یکی از اصول موضوعه‌ی نظریه‌ی نسبیت خاص است که اینشتین در سال ۱۹۰۵ میلادی آن را مطرح کرد.

بنا به اظهارات اینشتین، «نسبیت» سبب می‌شود كه حوادث برای یك ناظر در مقایسه با ناظری دیگر كندتر پیش بروند و این شامل وقایع مربوط به زندگی مانند فرآیند پیری نیز می‌شود.

اینشتین در مقاله‌ی سال 1905، به گونه‌ای موارد ریاضی را در آن افزود. وی، وجود رابطه‌ای بین انرژی و جرم را به اثبات رسانید. به موجب فرمولی كه او برای كمی كردن آن رابطه‌ای ارائه داد: محتوای انرژیِ (E) مقدار ماده‌ای به جرم مشخص (M)، برابر با حاصل‌ضرب مقدار جرم (M) آن ماده در مجذور سرعت نور (C) است. این فرمول را عموماً به صورت  E=MC2 می‌نویسند. اهمیت نظریه‌ی نسبیت خاص برای علم به اندازه‌ی اهمّیّت وجود اتم برای آن، بنیادی و مهم است.

اینیشتن در یكی از رساله‌های پایانی عمر خود با عنوان: «دی ارکلرونگ» یعنی: "بیانیه" که در سال 1954 آن را در آمریکا و به زبان آلمانی نوشته است، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می‌دهد و آن را کامل‌ترین و معقول‌ترین دین می‌داند

این رساله در حقیقت همان نامه‌نگاری محرمانه‌ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی است که توسط مترجمان برگزیده‌ی شاه ایران، محرمانه صورت پذیرفته است. اینشتین در این رساله «نظریه‌ی نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن‌کریم و احادیثی از نهج البلاغه و بیش از همه، احادیث بحارالانوارِ علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی تحت نظر آیت الله العظمی بروجردی ترجمه و شرح می‌شده است) تطبیق داده و نوشته که هیچ‌جا و در هیچ مذهبی چنین احادیث پرمغزی یافت نمی‌شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن، نظریه‌ی پیچیده‌ی «نسبیت» را ارائه داده‌اند، ولی اکثر دانشمندان نفهمیده‌اند.

از آن جمله، حدیثی است که علامه‌ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم، صلی الله علیه و آله و سلّم، نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر، صلی الله علیه و آله و سلّم، به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود؛ امّا، پس از این‌که پیامبر اکرم، صلی الله علیه و آله و سلّم، از معراج جسمانی باز می‌گردند،مشاهده می‌کنندکه پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف درحال ریختن روی زمین است.»

خلاصه ای  از  داستان معراج پیامبر(ص):

یکى از حوادث زندگانى حضرت محمد (ص) مسأله معراج می‌باشد. سفر شبانه و عروج آسمانى به جهت نشان دادن بخشى از آیات عظمت الهی، به پیامبر(ص) انجام گرفته با توجه به اینکه حضرت رسول اکرم (ص) به مرحله بندگى و عبودیت کامل رسیده بودند، این سفر زمینى و عروج آسمانى زمینه را براى اطمینان کامل ایشان به قدرت عظیم الهى فراهم کرد.در حالى که حضرت رسول اکرم (ص) در خانه خود خفته بودند،‌جبرئیل و میکائیل پیش او آمدند و گفتند براى دیدار آنچه از خداوند مسألت کرده بودى حرکت کن.........

اینشتین این حدیث را از گران‌بهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه‌ی «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. همچنین اینشتین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون، عمل و عکس‌العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند؛ یعنی، اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عیناً به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

 


نامه باور نکردنی انیشتین به آیت الله بروجردی +عکس

نامه انیشتن و گرویدن به دین اسلام به آیت الله بروجردی، اکنون دین مبین اسلام را پذیرفته ام که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم هنگامی که ریاست جمهوری اسرائیل را که رسماً به من پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده مبدانستند بپذیرم؟ فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است.



تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392 | 10:34 ب.ظ | نویسنده : | نظرات

چندی پیش تیمی از دانشمندان آمریكایی دریافتند كه برخی از گیاهان استوایی فركانس هایی مافوق صوت از خود صادر می كنند كه به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است.

دانشمندان حدود سه سال به تحقیق ومطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند و سرانجام دریافتند كه این پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صدمرتبه در ثانیه تكرار می شوند.

یك تیم آمریكایی این آزمایش را در برابر یك گروه علمی در انگلیس انجام دادند كه در بین این گروه، یك دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی از این مساله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت: مامسلمانان این مساله را در 1400 سال پیش تفسیر كرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار كردند كه آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قرآن را قرائت كرد: «و هیچ موجودی نیست جز آن كه او را به پاكی می ستاید ولی شما ذكر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است

زمانی كه اسم جلاله «الله» بلند شد، پالس های مافوق صوت به الكتریسته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور «ولیام براون» مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح كرده و یك جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطا كرد. براون شهادتین را گفت و مسلمان شد



تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 10:40 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

www.dorodne.com|عاشقانه ترین تصاویر از غروب خورشید

 

« آیا نمی بینی خدا چگونه (تا کجا) گرما را کشید و دور برد؟ و اگر می خواست آنرا یکنواخت می کرد. افزون بر آن، خورشید را نیز دلیلی برای آن قرار دادیم ـــ سپس آنرا در چنگ خود به طرف خود کشیدیم کشیدنی نامحسوس».

ظِـلّ اسم است بمعنی: چیز  یکنواخت، یکسان، یکسانی و یکنواختی. در معنی دوم خود از جمله به "سایه" اطلاق شده (به اعتبار: "یکنواختی حرکت آن و یا یکنواختی و یکسانی آن با صاحب خود") ـــ و بعد به "گرما" اطلاق شده، (که اشاره ضمنی و تلویحی بوده به: رفتن به "سایه"). در آیه به بمعنی "گرما" بکار گرفته شده است. و گرما در آیه مجاز است. یعنی منظور از دور بردن گرما "دور بردن زمین" است. (در مقدمه در رابطه با مجاز صحبت شده).

حرف « ثـُمّ » پیش از فعلِ «جَعَـلـنـا» برای بیان رده و رتبه است. که چیزی را بالاتر یا افزون بر چیزی قرار می دهد.

«قبض» بمعنی: در چنگ داشتن و در چنگ خود گرفتن است. و این به این معنی است که زمین در چنگ خورشید است. (که ما آنرا نیروی جاذبه خورشید می نامیم).

نکات آیه:

1ــ گرما دور برده شده است و متغیر قرار داده شده. 2ـــ علاوه بر دور بردن گرما خورشید نیز دلیلی (سببی) برای عدم یکسانی گرما قرار داده شده. 3ـــ گرما (زمین) در چنگ خورشید است و بطور نامحسوسی بطرف آن کشیده می شود.

1ــ گرما دور برده شده است و متغیر قرار داده شده:

زمین در آغاز پیدایش و شکل گیری خود در نزدیکی خورشید بوده است. بعد دور برده شده و مداری تقریباً بیضی شکل برای آن در نظر گرفته شده تا به خورشید دور و نزدیک بشود و گرمای زمین متغیر باشد.

منظور از "چگونه" دور بردن گرما در آیه نیز "تا کجا بردنِ آن" است. که منظور این است که زمین حساب شده از خورشید فاصله داده شده است. یعنی اگر مثلاً دورتر برده می شد آبهای کمتری از سطح زمین تبخیر می شد و یا اگر نزدیکتر از آنچه هست قرار داده می شد آبهای بیشتری تبخیر می شد، و وضعیت آب و هوائی زمین به گونه فعلی خود که بهترین وضع است نمی بود.

 

2ـــ علاوه بر دور بردن گرما، خورشید نیز دلیلی (سببی) برای عدم یکسانی گرما قرار داده شده:

نقاط سیاهی که روی خورشید می بینیم مناطقی هستند که سردتر از بقیه سطح خورشید هستند. از آنجا که خورشید به دور خود می چرخد (تقریباً هر 4 هفته یک دور به دور خود می چرخد)، گاهی آن نواحی از خورشید روبروی زمین قرار می گیرند و گاهی نیز نیستند. وقتی روبروی زمین هستند گرمای کمتری به طرف زمین می آید. و به این شکل خود خورشید نیز در عدم یکنواختی گرما نقش دارد.

3ـــ گرما (زمین) در چنگ خورشید است و بطور نامحسوسی بطرف آن کشیده می شود:

گرما (که پیش از این گفتیم منظور از آن زمین است) در چنگ خورشید است (که ما آنرا نیروی جاذبه خورشید می نامیم). و خورشید زمین را به طوریکه برای ما نامحسوس است بطرف خود می کشد، و ما به خورشید نزدیک تر می شویم و هوا گرمتر می شود، که همان فصل تابستان است.



تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : | نظرات

 

« خورشید و ماه در تناسب هستند».

چه تناسبی میان ماه و خورشید وجود دارد؟

قطر خورشید 1400000 کیلومتر است قطر ماه 3500 کیلومتر. فاصله خورشید تا زمین 150000000 کیلومتر است. و یکی از فاصله های متوسط ماه تا زمین 375000 کیلومتر است.

تناسبی که مـیان آنها وجـود دارد این است که: قطر خورشید 400 بار از قطر ماه بزرگ تر است و 400 بار نیز از ماه  دورتر است! به این خاطر تقـریباً به یک اندازه به نظر می آیند و در خسوف کامل تقـریباً بر هم منطبق می شوند.




طبقه بندی: معجزات علمی نجوم در قرآن،

تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 11:49 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

 

 

«اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

«ضیاء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور»  روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضیاء است. و اینکه آیه می گوید: خـورشـیـد «ضیاء» است و ماه «نور»، به این معنی است که تابش خورشید از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نیست بـلـکه بازتاب تابش خورشید است. (این موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. یعـنی وی چند هـزار سال پـیش از میلاد حضرت مسیح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است. ولی مردم طـبـق معـمـول بوی می خندیده اند).

 




طبقه بندی: معجزات علمی نجوم در قرآن،

تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 11:48 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

www.dorodne.com|عاشقانه ترین تصاویر از غروب خورشید

«و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است»!

نکـتـه آیـه: خورشید در قرار گاه خود در حرکت است:

واژه « مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ یا فـرد در آن است ضمن اینکه به اینطرف و آنطرف نیز رفت و آمد می کند. خورشید همانطور که آیه توصیف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است.

«مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن بدور خود است که هر 27 تا 28 روز یک دور است و حرکت دیگر آن حرکت در مداری در کهکشان راه شیری اسـت که با سرعـت 900000 کـیلومـتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 یا 250 میلیون سال طول می دهد تا آن را طی کند و کل منظومه شمسی را نیز با خود دارد. بنابر محاسباتی که فعلاً وجود دارد خورشید تا کنون 18 دور در مدار خود دور زده است.

(بنابر عـلم نجوم عصر پیامبر: زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات بدور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال 1543  بقوت خود باقی بود. ولی قـرآن خورشید را در «مستقـر» خود (که مرکز منظومه شمسی باشد) در حرکت بیان کرده است).




طبقه بندی: معجزات علمی نجوم در قرآن،

تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 11:44 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

یونانیان در زمانهای گذشته مشاهده می کردند که زمین جسمی بزرگ است و آسمان شب هر روز با آسمان شب هر روز دیگر تفاوت داشت به همین دلیل اولین نظریاتی که در مورد کره زمین ارائه شد بر این اساس بود که زمین در مرکز عالم قرار دارد و ثابت و بی تفاوت در جای خود است.بر طبق نظریه بطلمیوس  زمین مرکز عالم است و سیارات با شعاعی که فاصله آن سیاره به دور زمین بود به دور زمین می چرخیدند.این نظریه 1700 سال بعد توسط کوپرنیک نقض شد.کوپرنیک تقریبا 40 سال از وقت خود را برای مطالعه زمین شناسی صرف کرد و نظریات کوپرنیک در سال 1543 بعد از مرگش منتشر شدند زیرا کوپرنیک در زمان حیاتش از ترس کلیسا که به شدت به نظریه زمین مرکزی معتقد بود از ارائه مطالب خود خوداری کرد.

بعد از مرگ کوپرنیک گالیله نظریات خود را در باره حرکت زمین و خورشید و مسطح نبودن زمین با کوپرنیک بسط داد و منتشر کرد اما توسط کلیسا به محاکمه و تفتیش عقاید کشیده شد و برای حفظ جان خود مجبور شد نوشته هایش را پس بگیرد.

نظریه زمین مرکزی بیشتر به حول ثابت بوددن زمین و حرکت نکردن آن استوار بود

در آیات متعددی از قرآن به حرکت زمین اشاره شده است:

مثلا در آیه 88 سوره نمل به کوهها اشاره شده است که دقیقا به حرکت زمین دلالت می کند:

کوها را بینی و گمان میکنی ساکن هستند حال آنکه مانند ابرها حرکت دارند

علاوه بر این درسوره طه آیه 53 نوشته شده است که

آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد

همانطور که می دانید گهواره در جای خود ثابت نیست و مانند زمین حرکت چرخشی دارد که دقیقا به زمین اشراه دارد.

همچنین در بیشتر تمدن های قدیم معتقد بودند که زمین مسطح است و به شکل کروی نیست متاسفانه این عقیده علاوه بر کلیسا در بین عده ای از مسلمانان نیز رواج داشته و بر طبق این نظریه زمین به شکل مسطح بوده و تمام اجرام آسمانی بالای سر ما قرار دارند در این مورد نیز قرآن در آیه 41 سوره فاطر اشاره می کند:

همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه می‌دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمی دارد

این آیه مساله مسطح بودن زمین را نفی می کند زیرا جسمی که مسطح باشد نمی تواند در آسمان معلق باشد.



تاریخ : سه شنبه 27 تیر 1391 | 11:43 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

شرح حال کامل مردی که یک شبه حافظ کل قرآن شد | Www.FarsiMode.CoM

حدود یك صدسال پیش در روستایی به نام ساروق كه آن روزها از دهات بزرگ حومه اراك محسوب می‌شد، واقعه‌ای در اعماق خاموشی روی داد كه طی آن جوان پاك نهاد 27ساله‌ای به نام محمدكاظم كریمی كه هنوز به مكتب نرفته بود و به قول خودش ملا ندیده بود، به یك باره حافظ كل قرآن شد. واقعه‌ای كه محمدكاظم بعدها سعی در مخفی نگه داشتن آن داشت اما به ضرورتی كه پیش آمد آن راز از پرده بیرون افتاد و برای سال‌ها بزرگترین علمای دینی ایران، عراق، كویت و مصر پیرامون آن به بررسی و مطالعه پرداختند و اغلب قریب به اتفاق ایشان بر این معجزه قرآنی مهر تأیید نهادند. آیة الله سیداحمد زنجانی، آیة الله سیدعبدالله شیرازی، آیة الله مرعشی نجفی و آیة الله مكارم شیرازی از جمله این بزرگانند.

کربلایی کاظم می‌گوید که: من سه چیز را رعایت می‌كردم كه شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم:

1- این كه هرگز لقمه حرام نخوردم،

2- هرگز نماز شبم ترك نشد،

3- پرداخت خمس و زكاتم را هرگز قطع نكردم.

مرحوم حاج محمدكاظم در سال 1300 هجری قمری در روستای ساروق و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد و پس از گذراندن ایام كودكی به كار كشاورزی مشغول شد و او نیز همانند سایر مردم ده از خواندن و نوشتن محروم شد و بهره‌ای از دانش و علم نداشت. اما نسبت به انجام فرایض دینی و خواندن نماز شب جدیت می‌كرد.

وی اهل مسجد و منبر بود و آن روزها یعنی قبل از 27 سالگی مرحوم آیة الله العظمی حاج شیخ عبدالكریم حایری در حوزه علمیه اراك بودند و هنوز به قم تشریف نبرده بودند. ایشان ماه‌های محرم هر سال مُبلغی را به روستای ساروق می‌فرستادند. یك سال محرم كربلایی كاظم به مسجد می‌رود و روحانی اعزامی از اراك در مورد خمس و زكات و اهمیت آن صحبت می‌كند. كربلایی كاظم چند روز بعد و تحت تأثیر سخنان آن روحانی با ارباب ده صحبت می‌كند و می‌پرسد كه آیا شما زكات گندمی كه زمینش را من می‌كارم پرداخت می‌كنی؟ ارباب ناراحت می‌شود و می‌گوید: تو به كار من كاری نداشته باش و خودت هر كاری می‌خواهی بكن. وی می‌گوید حالا كه زكات نمی‌دهی من هم برای تو كار نمی‌كنم بعد با حالت قهر روستا را ترك می‌كند و مدت سه سال در اطراف اراك به كارگری می‌پردازد. بعد از مدتی ارباب پشیمان می‌شود و برای او پیغام می‌فرستد كه حاضرم زكات بدهم و پدرم مجدداً به ساروق برمی‌گردد و مشغول كشت و كار می‌شود.

بعد از آن كه حاج محمدکاظم مجدداً به ساروق برمی‌گردد تا مشغول كشاورزی شود، بذری را كه قرار است بكارد ابتدا زكاتش را می‌دهد و بعد به كشت و كار می‌پردازد. یك سال تابستان كه گندم‌هایش را چیده و كوبیده بود و در «خرمن جا» ریخته بود تا باد بدهد اما آن روز باد نمی‌آمد مرد فقیری كه هر ساله از کربلایی کاظم مقداری گندم می‌گرفت نزد وی می‌آید و می‌گوید: كربلایی قدری گندم می‌خواهم تا به آسیاب ببرم فرزندانم گرسنه هستند. ایشان می‌گوید: می‌بینی كه باد نمی‌آید، تا برایت گندم آماده كنم با این حال برمی‌گردد به ده، غربال می‌آورد و مقداری گندم غربال می‌كند و به مرد می‌دهد. بعد می‌رود مقداری علف برای گوسفندان می‌چیند و به سمت خانه به راه می‌افتد. در بین راه به امام زاده‌ای كه به «72 تن (1)» معروف است می‌رود و فاتحه‌ای می‌خواند وقتی بیرون می‌آید تا علف‌ها را به دوش بگیرد و به خانه ببرد ناگهان دو سید عرب نورانی و بسیار خوش سیما با لباس‌های عربی و عمامه سبز نزد او می‌آیند و به او می‌گویند؛ محمدكاظم بیا با هم در امامزاده برای بچه‌های پیغمبر فاتحه‌ای بخوانیم.

وی می‌گوید: من الآن در امامزاده بودم و فاتحه خوانده‌ام. آنها اصرار می‌كنند و پدرم داخل امام زاده

می‌شود. در قسمت اول امام زاده كه مزار 15مرد است، فاتحه می‌خوانند وقتی می‌خواهند به قسمت «40 دختران» بروند، کربلایی کاظم می‌گویدكه نباید به آنجا رفت چون آنها زن هستند و شنیده‌ام كه مردها

نمی‌توانند آنجا بروند یكی از آن آقایان می‌گوید: اشتباه كرده‌اند، اینها خرافات است. اگر چنین باشد پس مردها نمی‌توانند قبر حضرت زینب در سوریه و حضرت معصومه در قم را زیارت كنند. و تاكید می‌كنند كه بیا فاتحه بخوان. بعد می‌روند قسمت دیگر كه 15 مرد و یك خانم هستند و آنجا هم فاتحه می‌خوانند. یكی از آن آقایان به محمدکاظم می‌گوید: محمد كاظم كتیبه‌های سقف امام زاده را بخوان! ایشان به سقف نگاه می‌كند و خط هایی به صورت نور برجسته را می‌بیند كه قبلاً نبوده بعد می‌گوید: آقا من سواد ندارم، مكتب نرفته‌ام، چطور بخوانم. آن آقا دوباره تكرار می‌كند كه بخوان! بعد می‌گوید: ما می‌خوانیم تو هم بخوان و در حالی كه با دست به سینه وی می‌كشد شروع می‌كنند به خواندن 6 آیه از سوره اعراف از آیه 54 تا 59:

«بسم الله الرحمن الرحیم، ان ربكم الله الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا والشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره، الاله الخلق و الامر تبارك الله رب العالمین...»

کربلایی کاظم آن آیه را با چند آیه پس از آن همراه با آن سید می‌خواند و آن سید همچنان دست به سینه او می‌كشد تا می‌رسند به آیه 59 «انی اخاف علیكم عذاب یوم العظیم.»

مرحوم حاج محمدكاظم در سال 1300 هجری قمری در روستای ساروق و در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد و پس از گذراندن ایام كودكی به كار كشاورزی مشغول شد و او نیز همانند سایر مردم ده از خواندن و نوشتن محروم شد و بهره‌ای از دانش و علم نداشت. اما نسبت به انجام فرایض دینی و خواندن نماز شب جدیت می‌كرد.

کربلایی کاظم بعد از خواندن آن آیات سرش را برمی‌گرداند تا با آن آقا حرفی بزند اما كسی را آنجا نمی‌بیند بعد با خودش می‌گوید كه آنها یا امام بوده‌اند یا فرشته؟ اسم مرا از كجا می‌دانستند؟ آنها غریب بوده‌اند؟ آنها قرآن را در سینه من گذاشتند و رفتند. بعد بی‌هوش می‌شود و تا اذان صبح در امام زاده می‌ماند. بعد كه به هوش می‌آید نماز صبح را می‌خواند. هوا كه روشن می‌شود علف‌ها را برمی‌دارد و به منزل می‌آید پدرش از وی می‌پرسد: دیشب كجا بودی؟ خیلی دنبالت گشتیم. می‌گوید: دیشب امام زاده بودم و ماجرا را تعریف می‌كند. اهل خانه فكر می‌كنند كه او دعایی شده یا جن گرفته پس او را نزد همان واعظی كه هر ساله به ساروق می‌آمد می‌برند.

واعظ که حاج شیخ صابر عراقی نام داشت می‌پرسد: پسر جان چطور شده آیا سواد داری. محمدکاظم می‌گوید: نه سواد ندارم. كسانی هم كه آنجا بوده‌اند گواهی می‌دهند كه سواد ندارد. بعد می‌گوید: خب حالا قصه چیست؟ ایشان ما وقع را توضیح می‌دهد. آقا صابر می‌پرسد چه چیز را یادت دادند؟ وی شروع به خواندن قرآن می‌كند. آقا صابر می‌گوید: این قرآن می‌خواند. جن گرفته نیست. به او كرامت شده آقا صابر قرآن می‌خواهد، می‌آورند هر جایی از قرآن را كه باز می‌كند و یك آیه می‌خواند حاج محمدکاظم بقیه‌اش را می‌خواند. آقا صابر می‌گوید: حالا كه به تو كرامت شده برویم خط هایی را كه در سقف امام زاده است ببینیم. وقتی وارد امامزاده می‌شوند می‌بینند نه خطی است، نه نوری!

حال این سوال مطرح می‌شود که چرا خداوند كربلایی كاظم را مورد لطف خود قرار داده و او را حافظ قرآن قرار می‌دهد؟

خود کربلایی کاظم به این سوال اینگونه پاسخ می‌دهد که: من سه چیز را رعایت می‌كردم كه شاید به خاطر همین سه چیز مورد لطف خداوند قرار گرفتم:

1- این كه هرگز لقمه حرام نخوردم،

2- هرگز نماز شبم ترك نشد،

3- پرداخت خمس و زكاتم را هرگز قطع نكردم.

ایشان می‌گفت وقتی می‌خواهم لقمه شبهه‌ناكی بخورم احساس سیری به من دست می‌دهد. وی می‌گفت روی سینه‌ام نوری را می‌بینم كه به محض مواجه شدن با لقمه حرام آن نور به تیرگی گرایش پیدا می‌كند و اگر لقمه حرامی بخورم بالا می‌آورم.


چگونگی وفات كربلایی كاظم

ایشان20 روز قبل از فوتش در ساروق درباره مسئله فوت و دفن خود با فرزندانش صحبت كرد. وی گفت من همین روزها فوت خواهم كرد. وقتی مُردم جنازه‌ام را به قم منتقل كنید و در آنجا به خاك بسپارید. بعد كمی درنگ كرد و گفت خب اگر من اینجا بمیرم شما برای انتقال جنازه‌ام به قم دچار مشكل می‌شوید، من می‌روم قم. پس فردای آن روز به قم رفت و 20روز بعد در آنجا فوت كرد و در قبرستان نو به خاك سپرده شد

 تمبر یادبود کربلایی کاظم کریمی ساروقی | Www.FarsiMode.CoM

تندیس یادبود ” کربلایی محمد کاظم کریمی ( ساروقی ) ” که در تاریخ

 

  ۱۳۹۰/۵/۲۵ در مصلی بیت المقدس شهر اراک رو نمایی شد:

تندیس یادبود کربلایی محمد کاظم کریمی | Www.FarsiMode.CoM


آرامگاه کربلایی کاظم کریمی | Www.FarsiMode.CoM



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1391 | 07:45 ق.ظ | نویسنده : | نظرات

در سال هاى اخیر کوشش هاى زیادى در زمینه ى روان درمانى افرادى که دچار اضطراب هاى شخصیتى و بیمارى هاى روانى هستند، انجام شده است. در این زمینه روش هاى مختلفى براى روان درمانى پدید آمده است; امّا هیچ کدام موفقیت مورد انتظار را درباره از میان بردن و یا پیشگیرى از بیمارى هاى روانى به دست نیاورده است. برخى از پژوهش ها نشان مى دهد میانگین درمان در مورد بیمارانى که با روش روانکاوانه معالجه و درمان مى شوند بین 60 تا 64 درصد در نوسان است و اگر توجّه کنیم که میانگین بیمارانى که بدون معالجه به روان درمانگران از عوارض این گونه بیمارى ها رهایى مى یابند میان 44 تا 64 درصد در نوسان است، متوجه مى شویم که میانگین فوق درصد رضایت بخشى را تشکیل نمى دهد. وانگهى حال گروهى از بیماران پس از معالجات روان درمانگران بدتر هم شده است.
در پژوهش دیگرى روشن شده است که شمار بیماران درمان یافته از یک گروه مورد مطالعه که تحت مداواى درمانگران قرار نداشتند با تعداد بیمارانى که از طریق روان درمانى معالج شدند برابر بوده است. این پژوهش نشان داده است که حال برخى از بیماران معالجه شده توسط روان درمانگران وخیم تر هم شده است.
این گونه پژوهش ها نشان مى دهد که میانگین درمان ناشى از روان درمانى هنوز به میزان رضایت بخشى نرسیده است.
هر انسانى در روند زندگى خود با موانعى روبرو مى شود زیرا در مقابل هر نوشى ،نیش ودر مقابل هر خوشى،ناخوشى وجود دارد.این موانع ومشکلات براى انسان ایجاد دلهره مى کند.در هنگام گرفتاریها دچار اضطراب و سپس افسردگى مى شود.البته نوع مشکلات وشخصیت افراد وزمان ومکان در طولانى بودن ویا کوتاه بودن این اضطرابها ـ که اگر درمان نشود به افسردگى منجر مى شود ـ دخالت دارند.
هر چند وجود دلهره واضطراب در حد عادى براى آدمى لازم است; زیرا باعث گرفتن حالت تدافعى شده وانسان را به عکس العمل واداشته وسعى در رفع مشکل مى کند; اما اگر فردى بى خیال وبى تفاوت بوده وهیچ گونه اضطرابى نداشته باشد ـ بجز ائمه معصومین(ع)و بعضى از اولیاء خدا ـ براى دیگران عیب ومریضى حساب شده که در روانشناسى آن را مرض «پسى کوپاتى»مى نامند.
افزایش افسردگى واضطراب در جهان امروز
در جهان کنونى بیمارى افسردگى بسیار زیاد شده است بطوریکه عده اى از مردم کشورهاى صنعتى با دارو بخواب رفته وبا دارو بیدار مى شوند. به طور مثال با هم گزارشى درباره پدیده افسردگى و علل و آثار آن در ایالات متحده آمریکا مى خوانیم:
به عقیده روان شناسان ،افسردگى بیماریى ناشى از مدرنیسم و فشارهاى جانبى آن است و جوانان به ویژه در آمریکا که سرعت نوآورى در آن جا بیش از سایر نقاط جهان است در سنین پایین تر در دام این بیمارى گرفتار مى آیند.
در سال 2002 افسردگى پس از بیمارى هاى قلبى ،گسترده ترین بیمارى دامن گیر بشر خواهد بود.به نوشته این مجله:
دکتر ارنست برنت و همکارانش از انستیتو تکنولوژى ماساچوست آمریکا برآورد کرده اندکه هزینه هاى مربوط به بیمارى افسردگى در آمریکا سالانه بالغ بر 44میلیارد دلار یعنى تقریبا برابر هزینه هاى بیمارى هاى عروقى است و این بدان معنا است که هر آمریکایى سالانه 6هزاردلار بابت بیمارى افسردگى پرداخت مى کند.
این مجله مى افزاید: هزینه هاى مربوط به درمان بیمارى افسردگى به 12 میلیارد و400میلیون دلار بالغ مى شود و خودکشى مبتلایان به افسردگى 7 میلیارد و 500 میلیون دلار به این رقم مى افزاید که خسارت ناشى از دست رفتن نیروى انسانى در آن به حساب نیامده است.
اکونومیست مى نویسد: در این میان،بازار داروهاى ضد افسردگى بسیار گرم است.طبق برآورد انستیتو تکنولوژى ماساچوست ارزش بازار جهانى این داروها بالغ بر 7 میلیارد دلار است که انتظار مى رود در پنج سال آینده 50%رشد داشته باشد!
مشهورترین داروى درمان بیمارى افسردگى که امروزه به ویژه در آمریکا رواج دارد «پروژاک»است که شرکت سازنده آن «الى لیلى»سالانه 2میلیارد و600میلیون دلار به جیب سهامداران خود سرازیر مى کند.» «الوین تافلر،نویسنده و نظریه پردازِ معروف امریکایى: در سراسر کشورهاى مرفه فریاد عجز و لابه هاى آشنا به گوش مى رسد. میزان خودکشى نوجوانان رو به افزایش است.الکلیسم بیداد مى کند.افسردگى روانى همه گیر شده است،بربریت و جنایت مُد روز گردیده است!
در ایالات متحده اتاق هاى اورژانس بیمارستان ها مملوّ از معتادان به مارى جُوانا و دیوانه هاى سرعت و دسته هاى اراذل و اوباش و معتادان به کوکائین و هرویین و بالاخره افرادى که گرفتار بحران شدید عصبى شده اند.
مددکارى اجتماعى و بهداشت روانى در همه جا به سرعت رو به گسترش گذاشته است،در واشنگتن یک کمیسیون بهداشت روانى وابسته به دفتر ریاست جمهورى اعلام مى دارد که به طور کامل شهروندان ایالات متحده از نوعى فشار عصبى رنج مى برند.و روان شناسى از مؤسسه ملى بهداشت روانى ادعا مى کند که تقریبا هیچ خانواده اى بدون نوعى ناهنجارى روانى وجود ندارد و اعلام مى کند روان پریشى ،جامعه آمریکا را که آشفته و پریشان و متفرق ونگران آینده است،فرا گرفته است!»
تافلر مى افزاید:زندگى روزمره واقعاًبه طرزافتضاح آمیزى کیفیت خود را از دست داده است و اعصاب همه خورد وداغان است، دست به یقه شدن وتیراندازى در مترو یا صفهاى بنزین نشانگر این واقعیت است که کنترل اعصاب از دست افراد خارج شده است و میلیون ها نفر از مردم به آخرین حد از ظرفیتشان رسیده اند.
بى تردید علت این افسردگى ها فرو رفتن در مادیات و دورى از مذهب، معنویات و فراموشى خدا مى باشد.
سؤالى که در این جا مطرح مى شود این است که چگونه این افسردگى ها واضطرابها را درمان نمائیم؟
علامتهاى افسردگى:
افسردگى داراى نشانه هایى است که به برخى از آن ها اشاره مى شود:
1-احساس تنهائى و بى پناهى
2-وحشت واضطراب از آینده مجهول
3-دلهره از عدم موفقیت در شؤن مختلف زندگى از جمله در تحصیل،،شغل،نحوه کار،انتخاب همسروزندگى مشترک و نحوه زندگى خانوادگى،وضعیت تحصیل فرزندان و آینده آنان و...
چنانچه بتوان از راه صحیح با این دلهره ها برخورد نمود،زندگى سعادتمندانه هر انسانى تضمین شده است.
راههاى درمان افسردگى
1. ایمان و توکل: اولین راهى که اسلام براى مسئله اضطراب و دلهره ها پیشنهاد مى کند، ایمان و توکل به خداست. تکیه بر خالقى که قادر است.از همه چیز خبر دارد وبندگانش را دوست دارد.تکیه گاهى همیشگى که همه مى میرند ولى او باقى است.همه دچار مشکل مى شوند ولى او همیشه قهار ومسلط وحاکم بر همه چیز است.
على(ع)فرمود:کسیکه توکل کند،سختى ها بر او آسان و اسباب آسانى برایش فراهم مى شود.
پرفسور کارل یونگ مى گوید:بى مذهبى باعث پوچى و بى معنا بودن زندگى مى شود و داشتن مذهب به زندگى مفهوم ومعنا مى بخشد. دکتر پول ارنست متخصص دانشگاه پنسیلوانیا درباره نقش ایمان مى نویسد:مهمترین عامل شفاى مریض،ویتامین ها،داروها،معدنیت و جراحى و..نیست.بلکه امید وایمان است. من به این نکته پى برده ام که از این پس باید جسم مریض را با بکاربردن وسایل طبى و جراحى و روح وى را با تقویت ایمانش نسبت به خدا معالجه کرد.
در روایات آمده که مؤمن مانند کوه استوار است و سختى ها اورا تکان نمى دهد.مانند حضرت ایوب که در مقابل بدترین مصیبت ها ایستاد دومقاومت کردوعاقبت به رستگارى دوجهان رسید.
2. یاد خدا: دومین راهى که قرآن کریم با یک جمله به ما نشان مى دهد یاد خدا است. آرى یاد خداست که ترس از مرگ را به آرامش تبدیل مى نماید و ترس از هجوم مشکلات وگرفتاریها را از بین مى برد.یاد خدا دلهره ها و ترسهاى ناشى از بى اعتمادى به آینده را کاهش مى دهد.
خداوند در قرآن درباره تأثیر یاد خدا در آرامش و رهایى از اضطراب و افسردگى مى فرماید: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم الا بذکر الله تطمئن القلوب; آنانکه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام است.آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش مى یابد.»
اهمیت یاد خدا: ذکر خدا یعنى پذیرش حضور دائم و نزدیک بودن آن وجود مطلق در همه جا و در همه زمان ها; چون که خدا به رگ هاى گردن شما نزدیک تر و حایل میان انسان و جان و قلب اوست. این نزدیکى و حضور دائمى که برخاسته از ارتباط و فقر ذاتى همه آفریده هاست مى تواند این زمینه را فراهم آورد که هیچ چیزى بیرون از دائره علم، قدرت و حکمت او نیست. بنابراین اطمینان مى یابد که همواره خدا با اوست و در همه حال رفیق و همراهش است. براى ذکر در مقامات اخلاقى ـ عرفانى مراتبى گفته اند از جمله ذکر لفظى وذکر قلبى است.که بالاترین ذکر،نماز است. اگرچه خداوند از تسبیح و تحمید مخلوقاتش مخصوصاًانسان بى نیاز است ولى این ذکرها مایه معرفت وتکامل انسان شده و او را در رسیدن به معرفت الهى یارى مى کند.
در عرف عرفا و اولیاء خدا انسانهاى عاقل و فهیم کسانى هستند که همیشه به یاد خدا بوده وهیچ چیز حتى اشتغالات روزمره آنهارا از این امر باز نمى دارد. خداوند در آیاتى چندى به این مسأله اشاره دارد از آن جمله:
«انسانهاى مؤمن کسانى هستند که تجارت وخرید وفروش آنهارا از یاد خدا مشغول نمى کند.» ; «آنانکه در حالت ایستاده ونشسته وخوابیده بذکر خدا مشغول بوده ودر خلقت آسمانها وزمین تفکر کرده ومى گویند:اى خداى ما!اینهارا باطل وبیهوده نیافریده اى.تو از هر نقصى منزّهى .پس مارا از جهنم دور نگه دار.» ; «اى مؤمنین!مبادا مال ومنال شما را از یاد خدا غافل کند که در این صورت زیان کرده است» ; «خدارابسیار یاد کنید شاید رستگارشوید»
یاد کردن خدایى که از همه زیباتر، از همه عظیمتر، از همه مهربانتر، از همه بخشنده تر، به اسرار آشناتر، از همه نزدیکتر است; براى انسان صاحب معرفت از همه چیز لذت بخش تر است. به همین جهت پیامبران وامامان واولیاء خدا، شبانه روز به ذکر خدا و به ویژه به نماز مشغول مى شدند. رسول خدا(ص) آنقدر شبهارا به نماز گذراند که خدا به فرمود:«اى پیامبر!ما قرآن را نازل نکردیم تا تو به زحمت بیفتى.»
على(ع)شبى هزار رکعت نماز مى خواند.امامان و اولیاء الهى نیز بسیارى از اوقات عمر خود را به نماز و ذکر الهى مى گذراندند. و شاعر چه زیبا سروده است:
خوشا آنان که الله یارشان بى *** بحمد وقل هوالله کارشان بى
«باباطاهر»
از سیره عبادى انسانهاى برگزیده چنین به دست مى آید که در ذکر و نماز، باید منافع و اثرات بسیار مهمى باشد که آنگونه به آن اهمیت داده مى شود.به عکس، از اهمیت ندادن انسانهاى فاسد به نماز وذکر الهى به این نتیجه مى رسیم که یکى از عوامل سقوط این افراد فراموش کردن خالق خود مى باشد. کسى که مربّى اصلى و تربیت کننده و بزرگ کننده خود را فراموش کند، غافل ترین انسان است.
یاد خدا در همه جا فضیلت دارد. به ویژه در موارد زیر:
هنگام جهاد با دشمنان، برخورد با گناه، مشاهده جلوه هاى دنیا اعم از کاخها، قصرها، ثروتمندان، دنیاطلبان، زنهاى زیبا، باغها، آسمانخراشها، زرق و برقهاى ظاهرى و...
آثار دورى از یاد خدا: کسانى که از ذکر و یاد خدا غافل باشند، دچار ضررهاى مختلف دنیوى و اُخروى مى شوند از جمله: الف. سختى در زندگى و نابینایى در محشر: «هرکس از ذکر من دورى کند، زندگى سخت و تنگى خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور مى کنیم! مى گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردى؟ من که بینا بودم!» مى فرماید: «آن گونه که آیات ما براى تو آمد، و تو آنها را فراموش کردى» امروز نیز تو فراموش خواهى شد!».» ; ب. همنشینى شیطان:«کسیکه از ذکر خداى رحمن دورى کند، شیطان را همراه او مى کنیم.» ; ج. قساوت قلب: «خدا به موسى گفت: اى موسى!مرا در هیچ حالى فراموش نکن که فراموشى من دلهارا قسى مى کند.»
د. خود فراموشى: «مانند کسانیکه خدا را فراموش کردند نباشید، که خدا هم یادِ خودشان را از خودشان بُرد.»
3. صبر و تحمل: افراد صبور ماندنى تر و موفق تر مى باشند.
«اصمعى وزیر خلیفه عباسى در بیابان به خیمه اى رسید. زنى جوان و صاحب جمال درخیمه بود. اصمعى از او آب طلبید. زن گفت: شوهرم نیست و اجازه ندارم به شما آب بدهم. ولى اجازه شیر این بز بدست خودم است. زن از شیر به اصمعى داد. در این موقع یک سیاهى از دور پیداشد. زن گفت: شوهرم است که از صحرا برمى گردد. وقتى شتر سوار رسید، زن باستقبال او رفت و بر او سلام کرد، پاهاى او را شست و...ولى هر چه زن محبّت مى کرد، مرد که قیافه زشتى داشت و یک پایش لنگ بود، با بداخلاقى به او جواب مى داد. تا اینکه مرد وارد خیمه شد و نگاه غضبناکى به اصمعى نمود و به آخر خیمه رفت. اصمعى به زن گفت: حیف نیست شما با این امتیازات، با همچو مردى زندگى مى کنى؟ زن گفت: من از شما که وزیر خلیفه هستى تعجب مى کنم که مى خواهى بین من و شوهرم جدائى بیافکنى! اگر من با این مرد زندگى مى کنم براى این است که مى خواهم به روایت پیامبر(ص)عمل کرده باشم که فرمود:ایمان دو نیمه است. نیمه اى شُکر و یک نیمه اش صبر است. من خدا را بر نعمتهایش شکر گفته و بر سختى هاى زندگى صبر مى نمایم. و امید به پاداشهاى آخرت دارم.»
4. معالجات فردى: از قبیل: 1. بازگو کردن عقده ها با محرم اسرار مانند والدین،حضور در زیارتگاهها ومناجات هاى سحرگاهى; 2. توبه و طلب آمرزش : برخلاف مسیحیت که مى گوید یکشنبه ها به کلیسا بروید! اسلام هرزمان و هر مکانى را براى ارتباط با خداوند و توبه کردن وطلب آمرزش مناسب مى داند; 3. جستجوى راههاى موفقیت: علاوه برهمت بلند و تلاش، در بسیارى از موارد کلید حل مشکل بدست ما است. مثلا شخصى که در خانه نشسته واز خدا روزى مى خواهد،دعایش مستجاب نمى شود!یا کسیکه از دست همسرش به تنگ آمده واز خدا فرج وگشایش مى خواهد دعایش مستجاب نمى شود زیرا باز کردن گره بدست خودش است و آن طلاق است. (اگر راه دیگرى نمانده است.)و... 4. اقتصاد در معاش، چنان که على(ع)فرمود: هرکه مراعات اقتصاد کند من ضمانت مى کنم که فقیر نگردد. ; 5.اهمیت ندادن به عشقهاى کذائى 6. راضى بودن به رضاى الهى; 7.سرگرمیهاى سالم همانند سفر پیامبر(ص) مى فرماید: «به سفر بروید تا سالم وتندرست بمانید.» ; 8. توجه به نعمتهایى خداى متعال در اختیار ما قرار داده است. و در مسائل مادى به پایین تر از خود نگاه کنیم نه بالاتر.; 9. مأیوس نشدن از رحمت الهى، خداوند در قرآن مى فرماید: «لاتیأسوا من روح الله انّه لاییأس من روح الله الاّالقوم الکافرون» ; 10. رعایت اعتدال در تمام امور حتى در گوش کردن نوارهاى روضه وعزادارى.متأسفانه عده اى خیال مى کنند علامت حزب اللهى بودن آن است که ساعت ها نوار مداحان مشهور را گوش دهند که البته زیاده روى در این امر موجب افسردگى مى گردد.

ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1391 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : | نظرات
معجزه خداوند در قرآن کریم باعث شد
 که یک دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام بگرود . 
به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است .
دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت. بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"

وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید

 ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید.

او بردبار و آمرزنده است ".

زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.

پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .

          براون شهادتین را گفت و مسلمان شد



تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391 | 06:44 ب.ظ | نویسنده : | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5